ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
310
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
عباس زمينى خريد به مبلغ صد هزار درم و بهايش بستد عبد اللّه ، و پس زمين از وى بازخواست و ده روز او را بازداشت تا موسى السرّاج درم بپذيرفت و بداد و محمد را بيرون آورد ، و از آن پس بدعوت بنى العباس اندر آمد . و هشام را فطنت و زيركى بود و ليكن بخيل بودست و فرزندزادهء او عبد الرحمن بن معاوية بن هشام اندلس و حدود آن بگرفت . پس روز چهارشنبه سوم جمادى الاخر سال صد و بيست و پنج بمرد برصافه و او را پنجاه و سه سال عمر بود و مسلمة بن هشام بر وى نماز كرد . در نسب : ابو الوليد هشام بن عبد الملك بن مروان . مادرش : ام هشام بنت هشام بن اسماعيل بن هشام بن الوليد بن المغيرة المخزومى حليت : هشام مردى بود نيكو روى ( 202 - ب ) و سپيد اما احول بود و خضاب كردى سياه . وزير : سالم بن عبد الرحمن بود مولى سعيد بن عبد الملك ، و اسمامة [ 1 ] بن زيد السلحى بر سپاه و خراج و ابن الحجاب بعد از اسمامه [ 1 ] و سعيد بن عقبه بعد ازو . نقش الخاتم : الحكم للحكيم ، بود ، و حوادث در عهد او بسيار بود بجاى شرح توان داد ، خلافت الوليد بن يزيد يك سال و دو ماه و دو روز [ 2 ] بود و بديگر روايت سالى و شش ماه ، و اندر تاريخ جرير يك سال و سه ماه [ 3 ] درين عهد پسر زيد علوى كه ياد كرديم برخاست و بخراسان كشته شد اندرين سال بر دست عيسى العنزى [ 4 ] كه نيزه [ 5 ] زدش بر سر ، و از آن پس سرش بكوفه آوردند و با پدرش بسوختند ، و اين وليد مذهب بد داشت ، روايت كنند كه مذهب زندقه داشتى و بر مسلمانى عظيم استخفاف كردى ، و دست بمادر فرزندان پدر فراز كرد ، و كارهاء او از حد بگذشت ، تا بنى اميه و ديگر مسلمانان خون [ وى ] حلال داشتند و خالد بن [ عبد اللّه ] القسرى [ 6 ] را يوسف بن عمر باز خريد ديگر باره كه امير عراقين بوده بود ، و همى انديشيد از وى [ و ] بكوفه آوردش و به عذاب اندر بكشت ، و مردمان بر يزيد بن وليد بن عبد الملك بيعت كردند و اين وليد را حصار گرفتند و آخر
--> [ ( 1 ) ] ظ : اسامة ، [ ( 2 ) ] ظ بيست و دو روز ، چه روايت متن ديده نشد [ ( 3 ) ] طبرى : بروايتى يك سال و دو ماه و بيست و دو روز و بروايتى يك سال و سه ماه ( 2 - 3 ص 1810 چاپ ليدن ) [ ( 4 ) ] اصل : العرى [ ( 5 ) ] ظ : تيرى زدش . . . كذا ط و ك : [ ( 6 ) ] اصل : بن بشرى