ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

292

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

اندر راه مهترى از آن ديهى [ با مالك ] دوست بود ، پس اين مهتر ديه مالك اشتر را مهمان داشت و زهر دادش تا كشته شد ، و ازين پس معاويه عمرو بن العاص را به شهر مصر فرستاد ، و على از خبر مالك اشتر عظيم غمناك شد و سير شد از ناهموارى كارها ، تا عبد اللّه عباس از بصره بيامد و او را ساكن كرد . ( 190 - ب ) و بعد ازين بحرب نهروان آمد ، و بسيارى خوارج را بكشت ، و ديگران پراكنده شدند ، و بوقت آمدن عبد اللّه عباس بكوفه پيش على به شهر بصره از شام سپاه آمد و على از كوفه سپاه فرستاد و ايشان را بيرون كردند ، پس از آن معاويه سرايا [ 1 ] را بعراق فرستاد و آن حوادث بود از خوارج باهواز و سواحل و همه جايها سال چهل : به اول سال از جمله خوارج سه كس بودند ، يكى عبد الرحمن ابن ملجم المرادى ، و ديگر مبارك [ 2 ] بن عبد اللّه و سه ديگر عمرو بن بكر التميمى ، و همواره بر على و معاويه و عمرو عاص لعنت كردندى ، پس گفتند ما خود را بخداى بخشيم و اين سه كس را بكشيم كه همه فتنه ازين سه باشد [ 3 ] ، و برين باستادند و شمشيرها را زهر آب دادند ، و ميعاد كردند كه برمضان اندر روز آدينه بامداد پگاه ، به اول صف اندر پيش محراب باستند ، و هر كسى يكى را بكشند ، پس عمرو بن بكر بمصر رفت بكشتن عمرو عاص ، و مبارك [ 2 ] بدمشق رفت سوى معاويه ، و عبد الرحمن ملجم بكوفه باز استاد بكشتن على بن ابى طالب ، پس ازين جمله عمرو عاص را قضا را آن روز قولنج بود ، خارجه را - صاحب شرط [ را ] فرمود تا نماز بكند ، چون اندر رفت هنوز تاريك بود ، عمرو شمشير بزد و خارجه كشته شد . پس او را بگرفتند و از حال پرسيدند ، قصه ( 191 - آ ) بگفت ، كه هم امروز على و معاويه را بكشتند ، و پس عمرو عاص او را بفرمود كشتن . و اما مبارك [ 2 ] در شهر دمشق چون معاويه بمحراب

--> [ ( 1 ) ] اصل : ابو سرايا ، و صحيح ( سرايا ) است ، قال ابن الاثير فى حوادث تسع و ثلاثين : ذكر سرايا اهل الشام الى بلاد امير المؤمنين عليه السلام ( ج 3 ص 150 ) سرايا بمعنى دسته‌هاى سپاه است كه بيغما روند [ ( 2 ) ] ص : برك بن عبد اللّه . برك بفتح و ضم و سكون ثانى نامى است از نامها ، [ ( 3 ) ] اصل : ؟ ارين ؟ مىباشد . بقياس اصلاح شد