ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
265
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
از آن گوسفند شير خوردى غشيه [ 1 ] بود نامش ، و ازين چيزها از وى به آخر عمر اندكى مانده بود ، مگر چند چيز معدود ، و آن هر چه ناگفته ماندست در خاتمت كتاب شرح آن داده شود مجمل است كه از آن هر چيز آسانتر توانست [ 2 ] صلى اللّه على رسول الثقلين محمد النبى عليه السلام . الخلفا من بعد الرسول عليه السلام و از پس پيغامبر عليه السلام خليفه ابو بكر صديق بود و با وى بيعت كردند رضى اللّه عنه ، بسقيفه بنى ساعده ، و باز به مسجد پيغامبر اندر ربيع الاول همان روز كه پيغامبر از دنيا برفت . ابو بكر صديق رضى اللّه عنه دو سال و سه ماه و هشت روز [ خليفه ] بود ، و بديگر روايت دو سال و چهار ماه گويند ، نخستين كه از پيغامبر فارغ شدند اسامهء زيد را بغزو شام فرستاد كه پيغامبر فرموده بود ، و خواست رفتن كه آن حال افتاد ، چون خبر وفات پيغامبر پراكنده شد همه عرب مرتد شدند ، و ابو بكر خالد الوليد را بحرب ايشان فرستاد و اندر خواستند كه صدقات ازيشان برگيرند تا بمسلمانى ( 174 - آ ) بازآيند ، و اندرين باب جماعت ياران و عمر خطاب سخن گفتند ، ابو بكر سوگند خورد كه اگر زانو بندى [ 3 ] اشترى از آنك در عهد پيغامبر مىدادند كمتر دهند حرب كنم ، و به صلح رضا ندهم ، و رسولان بازگرديدند ، و خالد وليد نخست سوى طليحة الاسدى رفت كه با بنى تميم [ 4 ] بر دعوى پيغامبر [ ى ] بودند ، [ 5 ] و او را هزيمت كرد . و از آن پس زنى برخاست نام او سلمى [ 6 ] و بسيارى عرب پيش او جمع شدند و خالد حربى كرد هرچ عظيمتر ، و بسيارى قتل بود ، و تا سر سلمى را نيفكند و نكشتش هيچ
--> [ ( 1 ) ] كذا . . . طبرى ندارد [ ( 2 ) ] كذا و مراد معلوم نشد [ ( 3 ) ] اين ياء علامت اضافه است كه در خط و ط قديم رسم بوده و جاى بجاى در اين نسخه باقى مانده است [ ( 4 ) ] اينجا بايد افتادگى در اصل باشد يا در تأليف غلطى رفته باشد چه بتصريح طبرى و كامل همراهان طليحة الاسدى از قبيلهء طى و اسد و غطفان بودهاند و بنى تميم از پيروان سجاح بودهاند ( كامل جلد 2 ص 131 - 135 ) [ ( 5 ) ] ظ : بود [ ( 6 ) ] ام زمل : سلمى بنت مالك بن حذيفة بن بدر