ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

250

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

شكل : عظيم الحبشه فلان ، و عظيم القبط فلان ، و اندر همه نامه‌ها فرمود تا بنوشتند : ايها الناس انى رسول اللّه اليكم جميعا ، و در آخر نامها نوشتند : و السلام على من اتبع الهدى اسلم تسلم ، و نسخت اين نامه كه پيغامبر بخسرو پرويز نوشت اندر تاريخ جرير الطبرى چنين يافتم كه نوشته‌اند : بسم اللّه الرحمن الرحيم من محمد رسول اللّه الى پرويز بن هرمزد [ 1 ] اما بعد فانى احمد اللّه الذى لا إله الا هو الحى القيوم الذى ارسلنى بالحق بشيرا و نذيرا الى قومهم غلبهم الشقا و سلب عقولهم و من يهدى اللّه فلا مضلّ له و من يظلل فلا هادى له و ان اللّه بصير بالعباد ليس كمثله شىء و هو السميع البصير اما بعد اسلم تسلم و ايذن بحرب من اللّه و رسوله و لم يعجز هما ، پس رسولان بهر طرفى بيرون شدند و ما ذكر پاسخ ايشان مختصر ياد كنيم بر سبيل اجمال و اللّه اعلم . حديث ملك عجم پرويز و چنان بود كه بسيارى علامت نبوّت پيغامبر پرويز را ظاهر شده بود . يكى آنك بوقتى تنها در خوابگاه بود زوال گاه ، ايزد تعالى فرشتهء را بر صورت مردى بفرستاد چوبى در دست گرفته ، و پرويز را گفت اين محمد حق است به دو بگرو ، و ايمان آور ( 164 - ب ) اگر نه دين ترا چنين بشكند ، و چوب را بشكست ، بدين سان دو بار بديد ، و ديگر كه قصر مداين دو بار بشكافت ، و بسيارى مال بدان خرج شد ، و صلاح نپذيرفت ، و پولى [ 2 ] عظيم بمداين آب ببرد ، پرويز را بفال بد آمد ، و از منجمان باز پرسيد ، گفتند حالى نو درين عالم پيدا گردد ، و دين ما خراب شود ، و چون سپاه او بهزيمت از ذى قار باز آمدند ، گفتند [ سپاه عرب ] بنام محمد همى حرب كردند و نصرت خواستند كه بيثرب بيرون آمده است بپيغامبرى ، و پرويز بدين سببها كينه پيغامبر در دل گرفته

--> [ ( 1 ) ] طبرى : الى كسرى عظيم فارس سلام على من اتبع الهدى و آمن باللّه و رسوله و شهد ان لا إله الا اللّه و انى رسول اللّه الى الناس كافة لينذر من كان حيا اسلم تسلم فان ابيت فعليك اثم المجوس ( ط ج 3 ص 1571 ) و در صفحهء بعد بروايت ديگر قريب به اين دارد و نسخهء متن در طبرى ديده نشد ، كامل التواريخ هم عين مضمون طبرى است [ ( 2 ) ] پول بمعنى پل متداول بوده است