ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
246
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
اندر شوال غزو احياء و خرّار و ابواء و بواط [ 1 ] بود پس غزو ذات العشيرة [ 2 ] و درين غزو لقب بو تراب بر على بن ابى طالب افتاد و ذو القعده پيغامبر فاطمه را به على سپرد عليهم السلام ، و هم درين سال عايشه را به خانه آورد ، و اسعد بن زراره [ 3 ] بفجا بمرد ، و جهودان گفته بودند ما جادويى كرديم كه مسلمانان را فرزند نيايد ، پس عبد اللّه بن الزبير از مهاجريان بزاد ، و نعمان بن البشير [ 4 ] ، و مسلمانان شاد شدند و تكبير كردند . السنة الثانية غزو بدر الاولى [ 5 ] بود و غزو بطن النخله [ 6 ] پس اندر شعبان و رجب نيز روايتست [ كه ] قبله سوى كعبه گشت ، قوله تعالى : فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ، و پيش از آن سوى بيت المقدس نماز كردندى ، و [ از ] اين پس آيت آمد : كُتِبَ عَلَيْكُمُ ( 162 - آ ) الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ، و پيغامبر نمىدانست كه كدام روز روزه بايد گرفت ، تا اين آيت قرآن رسيد : شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ ، و بعد ازين غزو بدر الكبير بود ، و كشته شدن صناديد قريش ، چون عتبه ، و شيبه ، و بو جهل و ابو البخترى ، و امية بن خلف ، و بسيارى اشراف مكه . و عباس عم پيغامبر و عقيل بن ابى طالب هر دو مسلمان شدند ، و اين آيت آمد ، در حلال داشتن غنيمت قوله تعالى : فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً ، پس خبر اسيران بدر بود و فدا كردن ايشان ، و اين همه در ماه رمضان بود ، و اندر ماه شوال عمير بن [ 7 ] وهب الجمحى از مكه بيامد به قصد كشتن پيغامبر بفرمان صفوان بن اميه ، و جبرئيل عليه السلام بيامد و پيغامبر
--> [ ( 1 ) ] بواط بالضم - متن : اندر سؤال غزو احبا و حرار و امرؤ ابوط بود . [ ( 2 ) ] طبرى : العشيرة ( ن ل : ذو العشيره ) ( ج 3 ص 1299 ) و طبرى غزوهء ذات العشيره را در سال دوم ذكر كرده است ( ج 3 ص 1271 ) [ ( 3 ) ] متن : زراوه . [ ( 4 ) ] متن : البشر [ ( 5 ) ] طبرى غزوهء بدر الاولى را در جمادى - الاخره سنهء اول هجرت ذكر كرده است ( ج 3 ص 1270 ) و بالعكس غزوهء ابواء را كه مؤلف در سنه اول آورده طبرى در سنهء دوم ذكر مىكند ( ص 1270 ) [ ( 6 ) ] ظ مراد سريهء عبد اللّه بن جحش است به محل نخله بين مكه و طايف براى استخبار از حال قريش در ماه محرم سال دوم . [ ( 7 ) ] متن : عمرو . . . الجحمى .