ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

مقدمهء مصحح 27

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

مزايا و فوايد اين كتاب فوايد اين كتاب از لحاظ علمى و تاريخى بسيارست ، و ازين حيث كه حاوى مطالبى است كه در كتب ديگر نميتوان آن را بدست آورد ، بتاريخ بيهقى و تاريخ سيستان شباهت دارد ، كه اگر اين دو سه كتاب كه نسخهاى آن ناياب بلكه مجمل و تاريخ سيستان منحصر بفرد بوده‌اند ، از ميان ميرفت ، عالم علم تاريخ چيزهائى را گم ميكرد كه يافتن آن ديگر ممكن نبود ، و علامهء قزوينى از جنبهء تاريخى مزاياى اين كتاب را بدرستى و كما هو حقه در مقدمهء نسخهء عكسى بيان كرده‌اند و ما را زياده بر آن استقصايى نيست ، خوانندگان بمقدمهء ايشان مراجعه فرمايند ، و نيز ما هر جا كه به اين موارد تاريخى رسيده‌ايم در حاشيه بدان اشارتى كرده‌ايم . ديگر از مزاياى اين كتاب طرز و سبك انشاى آنست كه در حدود گنجايش اين مقدمه بدان اشاره شد ، و ميتوان اين كتاب را يكى از كتب فصيح و جزيل نثر فارسى شمرد و آن را يكى از حلقهاى متقن و استوار سلسلهء تطور نثر فارسى قرار داد . مزيت ديگرى كه دارد و از آن چيزى گفته نشده است ، آوردن لغات و عبارات قديم پهلوى است كه جز در بعضى از كتب ادبى و تواريخ عربى در جاى ديگر خاصه در كتب فارسى ابدا اشارهء بدانها نشده است ، و آن عبارتست از يكى دو فقره شعر و چند نام و لقب كه ذكر آنها در اينجا بىفايده نيست . 1 ) شعر مربوط بسكهء هماى چهرآزاد است كه در صفحه 55 سطر 5 آورده و گويد : « اندر عهد خويش بفرمود كه بر نقش زر و درم نوشتند : بخور بانوى جهان ، * هزار سال نوروز و مهرگان » كه بعقيدهء حقير اين عبارت دو فرد شعر هجائى ( برابر دو مصراع عروضى ) است ، به وزن هشت هجائى [ ( 1 ) ] كه از اوزان متداول زمان قديم بوده و اصل آن نيز چنين بوده است : بخورى بانوى جهان * هزار نوروز و مهرگان كه با اضافهء ( ياى خطاب ) كه مفاد دعا بشعر مىبخشد و با حذف ( سال ) كه در قسمت دوم زايد است ، درست دو بيت هشت هجائى با قافيه از آن بيرون ميايد ، و شايد از شعرهاى زمان ساسانيان و مربوط بيكى از بانوان ساسانى باشد . 2 ) چهار بيت هجائى ( برابر دو بيت عروضى ) است كه در صفحهء 251 سطر 14 ذكر كرده است و آن ترانه‌ايست كه در وصف همدان گفته شده و « سارو » درين ابيات نام قلعه و ارك شهر همدان بوده است چنان كه ابن الفقيه در صفحه 129 سطر 10 آن را ( ساروق ) نام

--> [ ( 1 ) ] در مقاله « شعر در ايران » شماره سوم مهر سال پنجم ، آن را شعر هفت هجائى دانسته بوديم و ظاهرا هشت هجائى است .