ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

220

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

را در مسجد فرمود فكندن و شهر باز خراب كرد ، و اندر بعضى اخبار او را بختنصر الثانى خوانند ، كه دوم بار آن شهر بيران [ 1 ] كرد ، و بروايتى ديگر دانيال درين وقت بودست ، و او را با شيرى در چاه كردند ، هيچ آسيبى نرسيدش ، پس برآوردندش ، و ؟ نبوراذان ؟ بدين موسى بگرويد ، و دانيال پيغامبر بود ، و باز آبادانى كردند به بيت المقدس ، و توان بودن كه اين وقت ديگر پيغامبرى بود ، و خداى تعالى عليمست بهر چه نويسيم كه در تواريخ اختلاف بسيار است و العلم عند اللّه . اصحاب الكهف ايشان در عهد دقيانوس يونانى بودند بشهرى از شام ، و بخداى تعالى ايمان آوردند ، قوله تعالى : إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً . و خداى تعالى ايشان را جوان مرد خواند و هدايت دادشان و از پادشاه بترسيدند ، و سوى آن غار گريختند ، شبانى با ايشان يار شد ، و سگ در دنبال افتاد ، هر چند باز گردانيدند نگرديد بسخن آمد و گفت من نيز هم بدان خداى ايمان دارم كه شما ، و اين آيتى بود ايشان را ، و نام ايشان را ، و اگر چه در كميت عدد ايشان خداى داند قوله تعالى : سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ . . . وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ( 144 - ب ) يكى را نام مكسينا بود ديگر عسلميا و فرطننوس و سروش و دهموش [ 2 ] شبان بود كه ايشان را به غار رهنمونى كرد و خداى تعالى جان ايشان برگرفت ، و سگ همچنان با ايشان بود ، مدت سيصد و نه سال بماندند قوله تعالى : وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً ، و فريشته بفرمان خداى تعالى هر گاهى ايشان را از پهلو پهلو در گردانيدى : وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ، پس زنده شدند و يمليخا [ 3 ] را سوى شهر فرستادند تا طعامى خرد ، چون به شهر اندر آمد بازار و مردم را نه بر آن سان ديد كه بود ، عجب ماند و درم نانبارا داد به مهر دقيانوس ، نانبا گفت مگر اين مرد گنج يافته است ، و او را سوى ملك بردند ، و حال پرسيدند ، گفت ديگر روز از شهر بگريختيم از دقيانوس و بغارى اندر پنهان شديم ،

--> [ ( 1 ) ] يعنى : ويران [ ( 2 ) ] طبرى : مكسملينا ، محسملينا ، يمليخا ، مرطوس ( ح : برطونس برطولس ) . كسوطونس ( ح : كسر طويس - كسفوس - كشتوطونس - كسفومس ) ، بيرونس ، ( ح : نيردويس نيزونس ، رسمولس ؟ بطونس ( ح : بطويس - بطوس ) قالوس ( بروايت ابن اسحق كه هشت نفر دانسته ) ص 776 - 777 [ ( 3 ) ] طبرى : يمليخا - ح : تمليخا . . .