ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
218
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
را زندگانى همين قدر باشد . و بعهد موسى عليه السلام اصحاب السبت را خداى تعالى همه مسخ گردانيد كه بر لب جوى مغاك كندند ، روز شنبه چون ماهى در آنجا شدى راه ببشتندى [ 1 ] و يكشنبه بگرفتندى و تاويل نهادندى كه ما يكشنبه همى گيريم ، خداى تعالى ايشان را هم خوك و پوزنه گردانيد ، پس عيسى سوى بنى اسرائيل بازآمد و يهودان تدبير كشتن او كردند و ملك بيت المقدّس بار [ 2 ] گشت با ايشان ، عيسى حواريان را گفت امشب مرا بدعا ياد داريد ، همه بخفتند عيسى گفت از شما باشد كه مرا ارزان بفروشد ، و دليلى [ كند ] بر من و كافر شود ، ديگرى را گفت امشب [ پيش از بانگ خروس [ 3 ] از من بيزارى كنى و آن كس را ] بگرفتند كه ديگر روز بيرون آمده بود ، گفتند كه عيسى را بنماى گفت من از وى بيزارم و كافر شد ، ديگرى بگرفتند گفت مرا هديه دهيد تا او را بنمايم سى درم ( 143 - آ ) سيم بدادندش ، عيسى را بنمود [ 4 ] و جهودان بر وى جمع شدند ، و دست و پايش ببستند ، و حواريان همه بگريختند پس جهودان بيامدند ، و آن چوب كه آن كار را نهاده بودند ، بردند و عيسى را گفتند چونست كه گفتى مرده زنده كنم خود را از ما برهان ؟ او را بگشادند كه بر دار كنند خداى تعالى او را از ميان ايشان ناپديد كرد [ و ] بر آسمان چهارم برد ، ببيت المعمور چون نگاه كردند عيسى را نديدند گفتند جادوئى كرد ، و [ اثر جادوئى ] زمانى ، بيش نباشد ، پس خداى تعالى صورت عيسى را با يشوع افكند مهتر جهودان ، او را بگرفتند و هر چند كه گفت من ايشوعم سود نداشت ، و بر دارش كردند و نزديك جهودان و بعضى [ 5 ] ترسايان چنانست كه او عيسى بود ، قوله تعالى : وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ . و ايشوع هفت روز بر دار بماند و هر شب مريم بيامدى و از دور
--> [ ( 1 ) ] كذا ؟ . . . ظ ببستندى [ ( 2 ) ] اصل : بازگشت [ ( 3 ) ] در اينجا افتادگى دارد و روى سطر را ده است و گويا مطلب در حاشيه بوده و بصحافى از ميان رفته است و عبارت پريشان است طبرى گويد : قال الحق ليكفرن بى احدكم قبل ان يصيح الديك ثلث مرات و ليبيعني احدكم بدراهم يسيره وليا كانّ ثنى . ( ص 736 ) [ ( 4 ) ] آنكه شب مسيح را بفروخت يهوداى اسخريوطى بود و آنكه سحرگاه از وى بيزارى جست پطرس بود ( كتاب عهد ) طبرى : آنكه بيزارى جست شمعون بود و يكى ديگر ( ج 2 ص 736 ) [ ( 5 ) ] عقايد ( مارسيون اسقف ) و ناستيكها و مانويان آن بود كه مسيح بدار نرفت ولى مسيحيان امروزى آنها را مردود ميشمارند .