ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

213

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

بخت النصر با وى بود ، و شعيا دعا كرد تا خداى تعالى ايشان را هلاك مىكرد ، و همه بمردند مگر سنحاريب [ 1 ] و بخت نصر و چند كس كه در غارى گريختند ، و ايشان را با سلسلها و بند سوى بيت المقدس ( 139 - ب ) آورد و اين بعد از آن بود كه شعيا دعا كرد ، و حق تعالى در عمر حزقيا بيفزود كه عمرش به آخر رسيده بود ، خداى تعالى بشعيا وحى كرد تا سنحاريب [ 1 ] و بخت النصر را و آن قوم را دست باز داشت ، و چون حزقيا بمرد بنى اسرائيل در فساد كردن آمدند ، و شعيا منع كرد پس قصد كشتن او كردند تا بگريخت ، و در ميان درختى ميان تهى رفت ، ابليس عليه اللعنه گوشهء رداء او بگرفت ، و از درخت پيدا كرد ، تا بنى اسرائيل بديدند و او را با درخت به دو نيم كردند و اللّه اعلم بذلك . ارميا و دانيال عليهما السلام ارميا بنى اسرائيل را همى گفت كه فساد مكنيد ، و اگر نه حق تعالى ملكى بر شما گمارد ، و همه را بكشد ، و برده كند ، او را بگرفتند و محبوس كردند ، چون بخت نصر بيامد و شهر خراب كرد و مردم را بكشت ، و ارميا را در زندان بيافت ، ازو حال پرسيد ، گفت من پيغامبرم ، و ايشان را از تو خبر دادم ، مرا در زندان كردند ، بخت النصر او را بنواخت و يله كرد ، تا بعد از مدتى حق تعالى ارميا را گفت سوى بيت المقدس بازگرد كه من آن را آبادان كنم ، و آنست كه خداى تعالى فرمود : أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ( الآيه ) گفت از بعد خرابى چگونه آبادان خواهد شد بىمردم ، و بتعجب همى نگريد ، تا خوابش گرفت چون بخفت خداى تعالى جان از وى جدا كرد و مدت ( 140 - آ ) صد سال همچنان مرده بماند تا بنى اسرائيل باز آمدند و دانيال پيغامبر عليه السلام در عهد بهمن اسفنديار بفرمان كيرش [ 2 ] كه پادشاه بود از دست بهمن

--> [ ( 1 ) ] اصل : سجاريت و سخاريت [ ( 2 ) ] اصل : با كيرش - فى الطبرى : كيرش بن جاماسب - كيرش الغيلمى ( ج 2 ص 652 ) طبرى گويد از جمله كسانى كه بخت نصر يا بختر شه گماشتهء بهمن با خود به بيت المقدس