ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
203
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
چهل گز بود ، و بروايتى ده گز ، و همچندان درازاى عصاش بود ، و همين قدر برجست و به همه قوت عصا برگرفت و بر كعب عوج زد و بيفتاد چند جهانى [ 1 ] ، و كشته شد ، و چنان گويند كه عوج كوهى بر كنده بود و بر سر نهاده و مىآمد ، كه بلشكرگاه موسى زند ، خداى تعالى مرغى را بفرستاد تا آن كوه را بسفت و در گردن عوج افتاد ، تا موسى او را بزد و بكشت ، و سوى قوم باز آمد ، و حديث عوج بگفت ايشان گفتند خداى بر ما خشم گرفت ، موسى پنداشت كه چون رى باز آمد بتوانند رفتن . خداى تعالى ( 133 - آ ) گفت فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً ، و ايشان را [ 2 ] اندر آن بيابان بىآب دوازده فرسنگ بماندند ، تا هم موسى دعا كرد و خداى تعالى بفرمود تا موسى عصا بر سنگ زد دوازده چشمه آب بگشاد ، چنانك هر سبطى را آب ديدار بود ، و منّ و سلوى از براى ايشان بخواست ، و آن ترانكمين [ 3 ] است و سمانه ، [ 4 ] و ابر بفرستاد تا بر ايشان سايه داشت از بركت دعاى موسى ، و نخست خداى تعالى هرون را پيش خواند و عمرش صد و پانزده سال بود ، و از بعد هرون به سه سال موسى يوشع بن نون را وصى كرد ، و با يوشع اندر بيابان برفت ، باد و تاريكى برآمد ، موسى دانست ، [ 5 ] يوشع را در كنار گرفت [ و ] از ميان پيراهن ناپديد گشت ، يوشع باز گرديد ، و بنى اسرائيل را [ گفت ] گفتند موسى را بكشتى ، او را بگرفتند و ده موكل بر وى كردند تا خداى تعالى ايشان را در خواب بنمود كه موسى را اجل رسيد ، يوشع را رها كردند ، و خداى تعالى او را پيغامبرى داد ، و عمر موسى صد و بيست سال بود ، و نسب موسى در تاج التراجم : موسى ابن عمران بن يصحر بن [ 6 ] قاهب [ 7 ] بن لاوى بن يعقوب گويد ، و جهود از بهر آن خوانند شان كه بسيارى از ملكان از نسل يهود ابن يعقوب بودند ، پس يهودى خوانندشان ( 133 - ب )
--> [ ( 1 ) ] چند اينجا از ادات تشبيه است ، يعنى به اندازه و مقدار جهانى بالا و پيكر عوج بود [ ( 2 ) ] ظ : ايشان [ ( 3 ) ] كذا ، و معروف : ترانگبين و ترنجبين معرب آنست و به اين املا ديده نشده [ ( 4 ) ] سمانى هم ضبط شده و برهان آن را مشترك داند ميان عربى و فارسى ، و فارسى آن كرك است . [ ( 5 ) ] ظ چيزى افتاده . . دانست [ كه مرگ رسيده است ] ؟ . [ ( 6 ) ] طبرى . يصهر . [ ( 7 ) ] طبرى : قاهث