ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
198
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
نسخه ذى الكفل بعد ازين بود ، و از فرزندان عيص بن اسحق بعد از ايوب كس پيغامبرى نيافت . ديگران پادشاهى يافتند و عبادى . [ 1 ] شعيب النبى عليه السلام پسر مشعون بن عفان بن مدين [ 2 ] بن ابراهيم الخليل عليه السلام بود ، خداوند تعالى او را بمدين فرستاد بپيغامبرى از شام و آنجا بيشه و درختان بود ، و خداى تعالى مىفرمايد : كَذَّبَ ( 129 - آ ) أَصْحابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ . و سخن بتازى گفت سخت عظيم نيكو ، و فصيح ، و پيغامبر ما عليه السلام او را خطيب پيغامبران خواند از بس سخنان بليغ و موعظت كه قوم خويش را گفتى ، در تعبد ايزد تعالى ، و ترك عبادت اصنام ، و پيمانه راست داشتن ، و ترازو ، و آيتهاء قرآن بسيار بدان ناطق است ، و تا عهد موسى بماند و زيادتتر ، عمر او سخت دراز گويند و اللّه اعلم . موسى النبى عليه السلام از گاه يوسف و پيش ا [ ز او ] فراعنه بودند بمصر ، و همى رسيد تا بوليد بن مصعب ، كه فرعون موسى [ بود ] و هر چه در مصر از عمالقه بودند ايشان را قبطيان خواندند ، و ديگران كه فرزندان يعقوب بودند بنى اسرائيل ، پس چون فرعون مغرور گشت و گفت : انا ربّكم الاعلى ، خداى تعالى موسى را سوى او فرستاد ، بعد از آنك منجمان او را از كار موسى خبر دادند ، و فرزندان بنى اسرائيل همى كشت ، و مادرش موسى را بالهام ايزدى او را [ 3 ] در تابوت كرد ، و از بيم فرعون در آب نيل افكند ، و ايزد تعالى او را بدست فرعون و آسيه زنش افكند ، و به روى مهربان شدند ، و همان روز بمادر باز رسيد و شيرش ميداد در سراى فرعون قال اللّه تعالى : إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ( 129 - ب ) چون به مردى رسيد ، و قبطى بر دست وى كشته شد ، فرعون قصد او كرد و ازو بينديشيد و آن مرد درودگر كه حق تعالى
--> [ ( 1 ) ] عبادى بفتح عين و باء مشدد بصيغهء مبالغه و ياء نسبت [ ( 2 ) ] طبرى : شعيب بن صيفون ( ن ل : صيفوان ) ابن عنقا بن ثابت ( نابت ) بن مدين بن ابراهيم و بروايتى : شعيب بن ميكائيل من ولد مدين . ( ص 365 ) [ ( 3 ) ] كذا و زياديست . يا : مادر موسى او را