ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
145
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
پانزده سال ملك [ 1 ] بود . يخنيا [ 2 ] بن يوهاقيم سه ماه ملك بود ، و بعد ازين بخت نصر سوى مغرب آمد ، و او را ببابل برد ، و پادشاهى بصدقيا [ 3 ] داد ، و چون عصيان كرد بخت نصر بازگشت ، و او را بگرفت ، و بيت المقدس و مسجدها و هيكلها با زمين راست كرد ، و هفتاد سال چنين بماند ، و از بعد آن چون بنى اسرائيل باورشليم باز آمدند ( 93 - آ ) پادشاهى ايشان بروميان افتاد و يونانيان ، و بروايتى بخت نصر اندر مغرب پادشاهى چهل و پنج سال كرد ، [ 4 ] و از بعد او اردوح [ 5 ] پسرش ، بيست و دو سال ، پس بلشصر كرد پادشاهى سه سال ، و دارا او را بكشت ، و بسريانى او را [ 6 ] داريائوش [ 7 ] خواندند ، و ازين اخبار ايشان در تاريخ انبيا و ملوك گفته شود ، و اللّه اعلم . باب السابع عشر اندر تاريخ ملوك عرب و آن پنج فصلست فصل اول در شرح نسب اعراب و آل قحطان و غيرهم و متفرق شدن ايشان بوقت سيل العرم : چنين خواندهام در سير الملوك و كتاب الانساب ، و ديگرها ، كچون نوح پيغامبر را عليه السلام فرزندان بسيار شدند ، شبى خفته بودند ، بامداد كه برخاستند هر كسى از گونهء سخن ميگفت با فرزندان و عشيرت خويش ، و از آن سبب آنجايگاه را بابل نام نهادند ، يعنى : تبلبلت الألسن ، زبانها بگرديد ، و از آن پس پراكنده شدند ، و اندر زبان گرديدن خلافست ، بعضى گويند اين بگاه كيومرث بود ، و در قصهء او خود هست و بروايتى گويند اين زبان و لفظ گوناگون ، و بدان سخن گفتن ، جمشيد ساخت ، از خويشتن برسانى [ 8 ] ديگر استنباطها ، خداى تعالى داناتر بكيفيت آن ، و ما بسخن و اخبار فرزندان سام باز شويم . ( 93 - ب )
--> [ ( 1 ) ] طبرى : دوازده سال . حمزه يازده . متن پانزده بوده پانزده شده است . [ ( 2 ) ] طبرى : يوياحين ( حاشيه : يوثاحين ) ص 643 [ ( 3 ) ] طبرى : متنيا و سماه صدقيا - ( 643 ) [ ( 4 ) ] حمزه افزوده : منها قبل تخريب بيت المقدس تسع عشرة سنة و بعد ذلك ست و عشرون سنة . ( ص 63 ) [ ( 5 ) ] حمزه : ابن بخت النصر او كردوج . [ ( 6 ) ] يعنى : دارا را [ ( 7 ) ] اصل دارائوش بوده و دارابانوش حمزه : دارياوش [ ( 8 ) ] ص : برسان . و علامت اضافه از املاى قديم درين كلمه باقى مانده است .