ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
114
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
شدند بر جهتل ، و از آن پنجگانه و زنان اثركى پيدا بود ، هيچ شكى نكردند كه جهتل و برادران و مادرانند ، و اين خبر به دجوشن رسيد ، شاد گشت و پادشاهى جمله بدست گرفت ، و دهرات [ 1 ] از دنيا رفته بود ، پس جهتل با مادر و برادران هفت تن بودند جمله سوى بيابان [ 2 ] برفتند و بسيار كارها پيش آمدشان تا ببرهمن [ 3 ] رسيدند و بار بدرود مكل [ 4 ] پيوستند و دختر او دود [ 5 ] نام بتير انداختن [ 6 ] [ ر ] جن بر چشم آن ماهى زرين كه بر سر مناره ساخته بود ، زن ايشان گشت ، و بزن هر پنج برادر بود ، و شرحى طرفه گويد ، و از آن پس بديگر كشور افتادند ، و هر كسى بر حسب هنر خويش كارها كردند كه آن را شرح درازست ، با ديوان و هر جايگاه ، تا پادشاه گشتند [ و ] بعد سالها و كارها [ ى ] بسيار ، حرب افتاد ، و دجوشن دامادش حندرت [ 7 ] بخواند از سند [ 8 ] ( 73 - ب ) و با هر صد برادر روى بحرب نهاد ، و هر چند جهتل [ 9 ] پيغام فرستاد كه آنچ او را دهرات [ 10 ] ملك داده بود چهار يك يا پنج [ يك ] ولايت دهد ، هيچ خورسند نگشت ، تا آخر كار همه كشته شدند ، و دجوشن را جهتل بتدبير بكشت ، و هيچ كس نماند از ايشان . و چون خبر بدسل بنت دهرات رسيد ، بسيارى نوحه كرد ، و پس خويشتن را بسوخت ، و روزگار دولت بهارتان [ 11 ] سپرى گشت ، پس چنان گويند كه در آن وقت كه دجوشن [ 12 ] فكنده بود ، [ با ] برادران ، مادرشان قندهار [ ى ] [ 13 ]
--> [ ( 1 ) ] صحيح : دهترشتر . يا : دهرى تراشتر . ( كريشنا ص 11 ) [ ( 2 ) ] اصل : سامان . از روى تاريخ فرشته اصلاح شد [ ( 3 ) ] - ظ : ببرهمنى . . . برادران پاندو به لباس برهمنان درآمدند ( داستان كريشنا - طبع طهران ص 14 ) [ ( 4 ) ] اين سه كلمه در اصل خوانده نشد . تاريخ فرشته گويد : پاندوان از خرابه بمعموره آمدند و در شهر كنپالي نزول كرده بلطايف الحيل ( دروپدى ) دختر راجه كنيلا را هر پنج برادر بشركت در حبالهء ازدواج درآوردند ( طبع بمبئى ص : 6 ) داستان كريشنا گويد : پاندوان به لباس برهمنان در اعلان عروسى دروپدى دختر راجه پانچال كه اكنون قنوج ناميده مىشود شركت جستند ( ص 14 ) [ ( 5 ) ] كذا فى الاصل . ظ : دروپدى . ر ك : حواشى بالا [ ( 6 ) ] در هنر تيراندازى ارجن بر همهء حاضرين برترى جسته و پسنديدهء دروبدى شد ( كريشنا ص 14 ) [ ( 7 ) ] اوراق بعد : جندرت در داستان كريشنا : جيدر تهه ص 85 [ ( 8 ) ] اصل : سته . [ ( 9 ) ] جدشتر ( فرشته ) يودهشتر ( كريشنا - ص 11 ) [ ( 10 ) ] دهتراشتر ( مهابهارتا ) دهرى تراشتر ( كريشنا ص 11 ) [ ( 11 ) ] كوروان - كذا مهابهارتا و غيره [ ( 12 ) ] در ؟ پودهن ؟ : ( بهارتا و كريشنا ) [ ( 13 ) ] كنداهارى ( بهارا )