ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
91
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
و كوك بورى عز [ 1 ] كى داماد افراسياب بود ، و كهرم . اندر عهد كيقباد : در آخر عمرش سليمان عليه السّلام پيغامبر بود ، و بزرگان همه بر جاى بودند ، رستم پسر زال نو خاسته بود ، و گودرز پسر كشواد ، و پسران نوذر : طوس و گستهم سخت كمان و راز [ 2 ] گفتندى ، همچنين جوانان بودند و نوخاستهگان . اندر عهد كيكاوس : پيغمبر سليمان بود عليه السّلام به زمين شام و سبا ، و جهان پهلوانى رستم كرد ، و مبارزان و معروفان چون كردار قليمان [ 3 ] و طوس و گستهم نوذران ، و ميلاد ، و گودرز ، و كشواد ، و گيو پسر گودرز ، با رهام و اند برادر ، و فرامرز پسر رستم ، و زواره برادر رستم ، اندر عهد كيخسرو : هم اين بزرگان به جاى بودند ، بيژن گيو زيادت آمد ، و لهراسب ابن عمّ [ 4 ] او و برادر او جاماسب حكيم ، و پسرانش زرير و گشتاسب ، و فريبرز كاوس عمّ كيخسرو ، و گرگين پسر ميلاد و ملك [ طبرستان ] آغش و هاذان ، و پسر عمّ او اساورزن بن اساكيد ، و اشكس [ 5 ] قباد كاوه ، و فيروز كردهم [ 6 ] گيوكان ، زرسب پسر طوس ، و ريونيز ، و زنكهء ( 59 - ب ) شاوران ، جمله هزار و دويست سپهبد بودهاند در عهد او كه اندكى ذكر كرديم اينجايگاه ، و پسران گودرز كارهاء خاصهء شاه بدست ايشان بود ، گيو [ 7 ] حاجب بود بزرگ ، و بيژن جاندار [ و ] امير [ آخور ] خسرو [ و ] بهرام [ 8 ] امير مجلس [ 9 ] ، و زرير رسول بزرگ ، و هجير مهتر نديمان ، و نوزاذ [ 10 ] امين ، اندر عهد لهراسب : بازماندگان بودند از پهلوانان كيخسرو ، و اسفنديار پسر گشتاسب نوخاسته بود ،
--> [ ( 1 ) ] كموك و كمرك ، هم خوانده مىشود و كوك بورى عز ( غز ؟ ) معلوم نشد كيست در شاهنامه و برهان چنين نامى نيافتم ؟ [ ( 2 ) ] ظ : سخت كمان وزار - به پهلوى : بمعنى سخت كمان گزار [ ( 3 ) ] كذا . ظ : گردان [ ( 4 ) ] يعنى بن عم كيخسرو [ ( 5 ) ] فردوسى بجاى اغش اشكش دارد [ ( 6 ) ] ظ : گژدهم [ ( 7 ) ] طبرى گيو را ( بى ) ضبط كرده است . [ ( 8 ) ] خسرو بهرام هم خوانده مىشود ولى اين چنين ازين دو اسم در شاهنامه نيست و شايد : خراد و بهرام باشد ، يعنى خراد برزين و بهرام گودرزان . [ ( 9 ) ] ظ : محبس . [ ( 10 ) ] فرزاد هم خوانده مىشود ؟