ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
84
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
و بر تخت نشاندند ، و تاج بر سر نهادند ، گفت نخواهم كه اين تاج تنگست بر سرم ، مهتران گفتند اين نه از تخم پادشاهانست ، و گفتار او را بفال بد داشتند ، و براندندش ، و پس ازو فرّخ زاد نامى بياوردند ، از فرزندان پرويز و پس او را باز كردند ، و از اين بس يزدجرد شهريار را آوريدن ، [ 1 ] چون بنشست روزگار خلافت امير المؤمنين عمر خطاب بود رضى اللّه عنه ( 55 - آ ) و حرب قادسيه ، و [ . . . ] بمداين [ 2 ] تا يزدگرد از آنجا بگريخت و برى افتاد و بنهاوند آخر جمع عجم بود كه شكسته شدند ، و اين قصّها خود شرح داده شود ، پس بخراسان افتاد ، و ماهوى سورى سپهبد مرو با [ 3 ] حيلت كرد ، تا تركان ويرا بكشتند ، [ 4 ] و يزدگرد بگريخت بمرو ، و بآسيابى اندر رفت ، و بفرمان ماهو ، بر دست آسيابان كشته شد ، و گويند كه آسيابان نادانسته بود و بكشتش ، اندر ايام خلافت امير المؤمنين عثمان [ 5 ] رضى اللّه عنه ، و ملك عجم سپرى شد . جملت بدين تفصيل : بيرون از خشفسنده [ 6 ] بيست و هفت تن بودهاند از روايت بهرام موبد ، [ و ] چهارصد و پنجاه و پنج سال و سه ماه و بيست و يك روز پادشاهى كردند ، چنانك اندر بسيار كتب درست كرده است ، و بدين حساب از گاه كيومرث با سى سال او ، تا ملك بعرب رسيدن ، چهار هزار و چهل و نه سال و دو ماه و بيست و هفت روز - با شش روز خشفسنده - پادشاهى كردهاند . و عدد ايشان شصت و شش بودست از جمله سه زن : هماى ، بوران دخت ، آزرمى دخت ، ديگر مرد چنانك نوشتيم . و از قول اين بهرام موبد شابور ، اين جايگاه خود درست ميگردد كه آدم عليه السلام نه كيومرث بودست ، زيرا كه بدين حساب از گاه كيومرث تا اكنون چهار هزار و پانصد و هفتاد سال كما بيش باشد ، و ميان اين تاريخ تا آدم عليه السلام بسيار تفاوت است و اللّه اعلم . ( 55 - ب )
--> [ ( 1 ) ] كذا . ظ : آوريدند [ ( 2 ) ] ظ : و [ آمدن سپاه اسلام ] بمداين . [ ( 3 ) ] با ، زايد به نظر ميرسد [ ( 4 ) ] اين جمله با جملهء بعد مربوط نيست . و ظ : بكشند [ ( 5 ) ] در حاشيه نوشته شده : دولت . . . حضرت عثمان . . . و قسمتى از آن در صحافى بريده شده است . [ ( 6 ) ] ر ك حاشيهء 4 ص 82 .