ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
65
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
پدر فرستاد ، گفت من عيبناك ( 42 - ب ) شدم و پادشاهى را نشايم ، تا شاه را بر من اين گمان نيفتد ، و رسم عجم چنان بود كى ناقص اندام را ولىّ عهد نكردندى ، پس شاپور را بر وى دل بسوخت ، و گفت ولىّ عهد من توى ، و اگر نيم اندام نقصانست ، و بر آخر بمرگ از جهان رفت . پادشاهى بهرام هرمزد سه سال و سه ماه بود بديگر سه روز زيادت گويد ، هيچ ذكر بناء ويرا نخواندهام ، اما حمزة الأصفهاني گويد در تاريخ خويش : مانى زنديق در عهدى [ 1 ] وى بدست آمد كى روزگارى گريخته [ 2 ] ، و بحجّت زندقهء او باطل كردند ، و پوستش بفرمود كندند ، و پر كاه كردند و از دروازهء گنديشاپور [ 3 ] بياويختند ، و مدّتها بماند ، و آخر عمر به زمين پارس بمرگ از جهان برفت . پادشاهى بهرام بن بهرام هفده سال بود به همه روايت اين قدر نبشتست ، و از احوال و حوادث اندر عهد او چيزى زيادت معلوم نشد مگر اوميد مردم بداد و راستى ، و پادشاهى شكار دوست بود و هم اندر شكارگاه و [ 4 ] از آشفتن باد ، چوب سراپرده بر سرش افتاد و از آن بمرد . ( 43 - آ ) پادشاهى بهرام [ بن بهرام ] بهراميان [ 5 ] چهل سال و چهار ماه بود اندرين سهوى بسيارست ، كه فردوسى چهار ماه گفتست ، و جز بروايت بهرام مؤبد چهل سال نيست ، و ما بر آن سان نوشتيم ، اندر فصل سوم محقّق برآيد ، و خداى عزّ و جل داناترست ، اندر بنا ذكرى ندارد و نه اندر احوال روزگار يافتهايم . و به زمين پارس بمرد .
--> [ ( 1 ) ] ياء علامت اضافه است . [ ( 2 ) ] اينجا بايد افتادگى باشد ، حمزه كه عبارت نقل ازوست گويد . . . كان سنتين فى المهرب و الاستتار فجمع عليه العلماء فناظروه و الزموه الحجة على رؤس الملأ و أمر به فقتل . . . ( ص 35 ) [ ( 3 ) ] اصل : گندنشابور ، اين همان جنديشاپور معرب است . و در متن روى كاف فتحه گذاشتهاند ، [ ( 4 ) ] و او زايدست [ ( 5 ) ] حمزه : بهرامان ( ص 35 ) ، يعنى پسر بهرام ، و بهراميان غلطست چه الف و نون علامت نسبت مىباشد و ياى نسبت زايد است .