ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

81

مجمع التواريخ ( فارسى )

بعد از انفراق از كارهاى عراق و فارس و كرمان و آذربايجان و غيره چنانچه صاحب تاريخ نادرى مرقوم نموده شاه طهماسب قليخان را سپه‌سالار و وكيل السلطنه نمود و او روانهء سمت عربستان و لرستان و قلمرو عليشكر و آذربايجان شده با پاشاى همدان و لشكريان روم مصاف داده ظفر يافت و خلقى انبوه از ايشان كشته و حدود عراق را مسخر و مصفى ساخت و بقية السيف روميه ببغداد گريختند و خود عازم صوب هرات و غيره كه تا آن زمان در دست افاغنه بود گرديد كه افغان را بالمره مستأصل نموده آن ملك را بحوزهء تصرف درآورد . بعد از غالب شدن او بر افاغنه خبر به او رسيد كه شاه و الا جاه در نزديك همدان با روميه مصاف داده بناى صلح گذاشته به اين نحو كه ولاياتى كه لغايت در تصرف ايشان آمده از روميه باشد و بولاياتى كه در تصرف قزلباشيه است متعرض نشوند . چون در آن وقت كار چندانى در خراسان باقى نمانده بود و افاغنه را نيز رفيق خود نموده لشكر و جمعيت بسيارى از براى او فراهم شده بود لهدا به اين صلح راضى نشده با افواج خود رو باصفهان حركت نموده از راه ارض اقدس بكاشان و از آنجا در چهارم ربيع الأول يك هزار و يك صد و چهل و چهار ( 1144 ) هجرى وارد دار السلطنهء اصفهان گرديد . ذكر ورود طهماسب قليخان قرقلوى افشار بدار السلطنهء اصفهان و وقوع وقايع متنوعه بعد از آن بمشيت خالق الانس و الجان تبيين اين احوال و تفصيل اين اجمال اينست كه در اوايل حال پادشاه را هراسى از او بهم رسيده آخر الأمر بعضى از نزديكان و امراى پادشاه را طلبيده بوساطت آنها پادشاه را از خود مطمئن ساخت و بعضى ديگر از اركان دولت پادشاهى كه گاهى اراده و حالات او را از ناصيهء احوال استنباط مينمودند بعرض رسانيدند كه طهماسب قليخان طهماسب قليخان سابق نيست . آن حضرت با او به احتياط ملاقات فرمايند كه ما بندگان را به نحوى به نظر مىآيد و اگر حكم شود در آمدن او به جهت سلام ما او را ميتوانيم از ميان برداشت .