ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

67

مجمع التواريخ ( فارسى )

خود را پيش از سيد احمد خان به شهر لار رسانيد و مستحفظين قلعهء لار استقبال او نموده داخل شهر نمودند . مقارن آن بيك ماه فاصله سيد احمد خان نيز از جهرم رو بجانب لار آورد ، چون سيد احمد خان خود مردى دلير بود و نيز سپاه و لشكر او زياده بر لشكر برادر ولى محمد خان نبود ولى محمد خان تاب توقف در لار نياورده بطريق فرار رو بجانب كرمان گذاشت و بفاصلهء چند روز سيد احمد خان وارد شهر لار گرديد . ذكر داخل شدن سيد احمد خان بقلعهء لار و وقايعى كه در آن حين بتقدير خالق زمان و زمين روى داد قائلان نقول وقايع دهور و ازمان سالفه قانون سخن طرازى را به اين ترانه با مزمار قلم آشنا نموده‌اند كه چون اكثر اهل توابع لار از اهل سنت و جماعت بودند بسبب موافقت مذهب از جان و دل بمعاونت افاغنه ميكوشيدند و در اطاعت سيد احمد خان مضايقه داشتند چنان كه براى تحصيل سيورسات سيد احمد خان جمعى را از لشكر خود بتوابع لار فرستاد و در قريهء كرمستج « 1 » كه قلعهء مستحكمى داشت بر سر تشدد در تحصيل سيورسات يعنى رسد « 2 » غله براى سپاه فيما بين سردار لشكر سيورسات سيد احمد خان كه محمد شريف بيك نام داشت جنگ شده بگولى بندوق « 3 » محمد شريف بيك كشته شد و چون اين خبر به سيد احمد خان رسيد براى انتقام خون او به قدر دو سه هزار سوار را فرستاد و ايشان قلعه را بدست آورده به قدر چهار صد پانصد كس از مردم آنجا را بسته به شهر لار آوردند و مجموع آنها را بقتل رسانيدند و خود سوار شده به قصد تسخير ساير قلاع اهل تسنن كه در سمت جنوب شهر لار ميباشند متوجه گرديد . هنوز يك دو فرسخ راه طى نكرده بود كه ناگاه منهيان به او خبر رسانيدند كه شاه ورديخان فرامين بجميع سركردگانى كه همراه شمايند نوشته است كه عند الفرصه شما را بكشند يا دستگير

--> ( 1 ) - يا كرمسته بفتح كاف عربى و ضم ميم و سكون سين و فتح تاء منقوطه يكى از دهات جنوب شرقى شهر لار ( 2 ) - بفتح راء و سين بمعنى سهم و قسمت ( 3 ) - و بندقيه تفنگ و طپانچه