ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
51
مجمع التواريخ ( فارسى )
بيخبرى از معاملات جنگ و جدال و سهل انگارى اين نوع امور بودند سخنان روى اندود او را حمل بر صدق و اخلاص نموده او را مخاطب بخطاب حسين قليخان و ملقب بلقب صوفى صافى ضمير نموده خلعت و اسب و شمشير و رقم حكومت قندهار براى او ارسال نمودند و به اعتقاد خود خاطر از مقدمهء قندهار جمع نموده براى مقدمهء هرات اسمعيل خان را كه از جملهء غلامان معتبر پادشاهى بود سپهسالار و سردار آن مهم نموده از او مچلكا « 1 » و التزام تسخير هرات گرفته تا اينكه اگر عهده بر نشود سر و مال و عرض او به حكم پادشاه در معرض تلف باشد و او را روانهء سمت خراسان نمودند و پادشاه خود در اوايل شهر ربيع الأول سنهء هزار و يكصد و سى و سه ( 1133 ) هجرى از قزوين برآمده بعد قطع منازل و مراحل با فتح و ظفر وارد دار السلطنهء اصفهان گرديد . اكنون مناسب چنان مينمايد كه قلم وقايع رقم متوجه تحرير احوال محمود نامحمود غلزهء و متوجه شدن او بر سر پادشاه و الا جاه و بلاد عراق و فارس گردد زيرا كه عمدهء سوانح كه باعث فتن و آشوب و خرابى بلاد ايران بل ربع ، مسكون گرديد اين مقدمه بود و المعونة من اللّه المعين . ذكر احوال محمود غلزهء و كيفيت رسيدن او بسلطنت ايران تا متوجه شدن او بمستقر جحيم ز جور و ظلم كار اهل ايران بس كه درهم شد * براى انتقام افغان مظلومان مجسم شد بر مستخبران احوال بلاد ايران و جويندگان انقلاب آن زمان و بر همخوردگى آن بلاد بهشت نشان مخفى و پوشيده نماند كه چنان كه سابق بر اين در ذكر احوال امير اويس غلزهء محرر گرديد محمود ولد او بعد از آنكه يك سال عبد العزيز عمش بعد از برادر حكومت قندهار نموده بود او را بقتل رسانيده لواى حكومت برافراشت
--> ( 1 ) - مچلكا كلمهايست مغولى بمعنى التزام نامه