ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

8

مجمع التواريخ ( فارسى )

خواهد رسيد ، شما را بهتر آنست كه قبايل و بازماندگان عم خود را با نعش او گرفته باصفهان رويد . الكسندل ميرزا ناچار تن به اين سخن در داده تابوت عم خود را با عورات و قبايل برداشته روانهء هرات گرديد و امير اويس در استحكام قلعه كوشيده اكثر سرداران حوالى قندهار را بعضى را بلطف و بعضى را بعنف باطاعت خود درآورده در امر حكومت مستقل گرديد و اين وقايع در سال هزار و يك صد و بيست و دو ( 1122 ) هجرى وقوع يافته بود . گفتار درآمدن خسرو خان سپه‌سالار به جهت استخلاص قلعهء قندهار و مقتول شدن او بدست قوم اشرار بمشيت مدبر الليل و النهار چون اين خبر باصفهان رسيد شاه سلطان حسين و اركان سلطنت او خسرو ميرزا برادرزادهء گرگين خان را بخطاب سپهسالارى و سردارى سپاه قندهار مفوض نموده باتفاق جميع امراى خراسان و حاكم هرات و عليقليخان حاكم كرمان با قريب پنجاه هزار سوار و پياده و توپخانه و خزاين و آنچه لازمهء جنگ بود همراه نموده روانهء قندهار نمودند و خسرو ميرزا بعد طى مراحل و منازل از راه خراسان و مشهد مقدس و هرات بكنار رود هيرمند كه سه چهار فرسخى قلعهء قندهار است رسيد و امير اويس پيش از ورود خسرو خان با لشكر و جمعيتى كه موافق استعداد و توانائى او بود از قلعهء قندهار برآمده كنار رود هيرمند را سيبه « 1 » بسته سدّ راه عبور لشكر خسرو خان گرديده بود . چون خسرو خان به آنجا رسيد عبور لشكر او دشوار گرديد ، به قدر يك هفته هر دو لشكر روبروى هم نشسته بودند كه درين بين خبر بامير اويس رسيد كه سركردگان فرقهء ابدالى با پنج شش هزار سوار مستعد بمعاونت و مدد خسرو خان مىآيند .

--> ( 1 ) - سيبه يا سيبا كلمه‌ايست تركى بمعنى سنگر و خاكى كه براى حفظ لشكر در جلوى آن توده كنند .