ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

152

مجمع التواريخ ( فارسى )

يافته شده و فتحعلى شاه قاجار برادرزادهء آقا محمد خان كه در اواخر زمان خود موسوم بمحمد شاه قاجار شده بود و برخى از گذارش احوال او در اين مجموعه در محل خود بيان شده در آن اوان فرمانفرماى اكثرى از ممالك ايران بود . وقوع يافت اين واقعه بطريق ايجاز قلمى شد ، از براى متتبعان تواريخ همين قدر كافيست به شرط حيات آنچه در مقدمهء وهابى من بعد واقع شود يادداشت خواهد شد ، العبد يدبر و اللّه يقدر . قطعه در تعرض بفلك فلك چو غدر بود كارت اى نمك به حرام * اميد خير نباشد ز تو چنين مخرام چه ظلم تازه نمودى بخامس اوتاد * به حق جد كبارش سرت رود بر باد اگر نبود پيمبر نبودت اين بنياد * براى خاطر او كرده حق ترا ايجاد تراست شاهد اين بيت آيت لولاك * كه خلق بهر محمد نمودت ايزد پاك بهر وجود كه كرده خدا ورا موجود * نمود او ز براى حبيب خود بدرود به غير آنكه تو اى بيحياى بىپروا * كنى مدام بآل رسول جور و جفا غرض خراب شوى اى سپهر كجرفتار * چنان كه هيچ نماند ز گردشت آثار چه گردشست كه اين ظلم و اين ستم كردى * كه شيعيان همه را دل تو پر ز غم كردى ] جهان را صاحبى باشد خدا نام * كز او شوريده دريا گيرد آرام بمفاد كريمهء كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ بسى رنج بردم در اين روزگار * كه ماند ز من نسخهء يادگار غرض نقشيست كز ما بازماند * كه هستى را نمىبينم بقائى عارفا بر من مكن قهر و عتاب * گر خطائى رفته باشد در كتاب آن خطاى رفته را تصحيح كن * از كرم و اللّه اعلم بالصواب