ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

5

مجمع التواريخ ( فارسى )

غيره متضمن سفارش خود نزد گرگين خان حاصل نموده و نيز از اوضاع كارخانهء سلطنت ايران و وضع سلوك پادشاه و امرا دريافت كه همهء امرا و سپاه بسبب بعد عهد آرام و عدم وقوف بقواعد جنگ و سپهدارى عارى از امر سپاهيگرى و ملك دارىاند و اگر كسى كه اندك تدبيرى و شجاعت و دليرى داشته باشد به قدر حوصلهء خود ميتواند تسخير بلاد ايران نمود به همين اراده و عزيمت سفارشنامجات گرفته وارد قندهار گرديد و گرگين خان چون علانيه بىسببى نميتوانست او را مؤاخذه نمايد بنابر آن به او بسلوك و مدارا پيش آمد و امير اويس رخصت رفتن قلات كه بپنج شش منزلى قندهار و مسكن او بود حاصل نموده متوجه آنجا گرديد و در قلات بعنوان خفيه سپاه و لشكر قوم غلزهء كه اهل و اولوس او بودند و همچنين از فرق ديگر افاغنه جمعى كه به سمت شجاعت و سپاهيگرى موصوف بودند جمعيتى شايسته مهيا نموده با آنها عهد و پيمان نمود كه هر ارادهء كه داشته باشد ايشان بىمضايقه در آن شريك شده آنچه از منافع حاصل شود از مال و ملك برادرانه با هم قسمت خواهند نمود و در ظاهر چنين شهرت انداخت كه چون از سفر مبارك حج مراجعت نموده‌ام براى تهنيت و مباركباد و گرفتن تبركات نزد من تردد مينمايند و بعد از چندى باز بقندهار آمده به خدمت گرگين خان حاضر گرديد و غايبانه به جماعت كاكرى كه فرقهءاند از افاغنه كه در حوالى فوشنج و شرج رباط مشرق رويهء قندهار مىباشند و آنها نيز با او در خفيه هم عهد بودند پيغام فرستاد كه سر بشورش و فساد بردارند و بگرگين خان اظهار نمود كه اين جماعت بسيار شرير و مفسدند و تا قلع مادهء فساد ايشان كرده نشود فتنه فرو نخواهد نشست ، بايد كه سپاه و لشكر جمع نموده بر سر ايشان رفت . به همين اراده گرگين خان از فتنهء قندهار با عساكر خود برآمده و بجميع سركردگان و سرداران قندهار از افاغنه و بلوچ و غيرهم احكام فرستاد كه بايد در اردوى او حاضر شوند . امير اويس نيز نصف سپاه خود را كه به قدر دو سه هزار بودند طلب داشته از نظر گذرانيد و سان آنها نموده و سه چهار هزار سپاهى مستعدّ كار آمدنى خود را نوشته فرستاد كه مستعد و حاضر بوده هر وقت خبر كنم دو منزل يكى