ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

116

مجمع التواريخ ( فارسى )

كه شاه معدلت گستر سليمان فريدون فر * بر اورنگ شهنشاهى چو مهر و ماه شد شارق مبارك باد اين دولت بر آن شاه فلك شوكت * جلال و حشمتش بادا مصون از عارض و طارق من آن مور تهى دستم كه در بزم سليمانى * برد بال ملخ را تحفه و پنداردش لايق چو از پير خرد آثم شدم تاريخ جو گفتا * بود سال جلوس شه : « طلوع شمس از مشرق » 1163 و سجع سكهء آن شهريار در وسط يك صفحه : « لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه على ولى اللّه » نقش بود و در حاشيهء همان صفحه اسماء مقدسهء دوازده امام عليهم السلام و در صفحهء ديگر اين بيت : زد از لطف حق سكهء كامرانى * شه عدل گستر سليمان ثانى به جهت اين مجلس عظمى و طوى « 1 » با فرحت و جاه حكم اقدس بكارخانجات عز صدور يافت كه سرانجام اين امر نمايند . كار پردازان كارخانجات بموجب فرمان ليلا و نهارا متوجه تيارى و دوختن خلاع فاخره شدند چنانچه در عرض بيست و پنج روز جميع آنها مهيا گرديد ، در عمارت مسمى بالياس خانى كه مكانى با فرحت و شكوه و عالى بود با عمارات ديگر حكم ترتيب تزيين شده در ساعت مذكور بزيب و فرخى و جاه ، ترك روز آمد ابا زرين سپر * هندوى شب را بتيغ افكند سر بعد از يك ساعت از طلوع نير اعظم از بيت الشرف شوكت عروج و تصدر بتخت طاوسى و تمكن به مكان شمس فرموده از طليعت شوكت و حشمت جمال و جلال او خوى خجلت بچهرهء پادشاه ستارگان دويده صينى مثال خود را در پايهء سرير سلطنت مصير از جملهء مصروفات بساط خلد انبساط افكنده ، كواكب مانند گل ميخ جدار آن مكان زرنگار

--> ( 1 ) - طوى بمغولى بمعنى سور و جشن است .