ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

2

مجمع التواريخ ( فارسى )

عمر ساكن مرشد آباد بنگاله و موافق يادداشتى كه والد طاب اللّه ثراه اين راقم عاصى در حين حيات برشتهء تحرير درآورده بود اقتباس نموده و از بعضى نسخ متفرقهء ديگر و از تقرير ثقات مستخبران برخى حالات مرقومه كه بالمشافهه معاينه نموده بودند به صحت پيوست جمع نموده ، بيت ز هر منزلى توشه برداشتم * ز هر خرمنى خوشهء يافتم [ كذا ] و آن را مسمى ساخت بمجمع التواريخ تلخيصا و اجمالا ذكر مينمايد اميد كه صاحبان بصيرت و بينائى باصلاح و درستى او كوشيده اين نالايق بىسرانجام را معذور دارند ، بيت : جائى كه عقاب پر بريزد * از پشهء لاغرى چه خيزد هر چند عبارات و الفاظ اين رساله هيچ گونه سزاوار تعريف و توصيف نيست نهايت چون حتى المقدور در تصحيح و توضيح وقايعى كه در آن مندرج است سعى و كوشش نموده لهذا دو سه بيتى مناسب محل برشتهء تسطير درمىآورد ، شعر : اين نادره مجموعهء اقسام سخن * گلهاى كلام را بود چون گلشن بحريست لبالب از لئالى * پر از هنر و ز عيب خالى اميد كه گردد اين در پاك * آويزهء گوش اهل ادراك من اللّه التوفيق و الاستعانة . ذكر در بيان مبادى احوال امير اويس و خروج او بر نكته‌سنجان دقيقه‌رس اوضاع عالم كون و مكان و طالبان اخبار جهان بىبنيان و مستفسران آثار اصناف فرق ما تقدم مخفى و پوشيده نماند كه فرقهء افاغنه قومىاند كه در ما بين بلاد خراسان و هندوستان مسكن دارند و طول بلاد ايشان از جانب مشرق رود نيلاب است كه آن را اهل هند درياى اتّك « 1 » مىنامند و از جانب مغرب توابع هرات

--> ( 1 ) غرض همان شط سند است كه بمناسبت معبر نيلاب بر كنار اين شط بين غزنين و پنجاب و بمناسبت قلعهء اتك ( ايضا بر كنار همين شط نزديك ملتقاى كابل و سند ) آن را رود نيلاب و درياى اتك نيز ميخواندند .