ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
103
مجمع التواريخ ( فارسى )
گرديده اميد چنين است كه ترحم باحوال صوفيان خود نموده متوجه پرورش و پرداخت ما مردم گشته در ظل لواى آسمانساى همايون خود داشته مصون از بليات دارند . در خلال اين احوال شاه رخ ميرزا مصحوب برزو بيك مين باشى غلامان عريضهء در كمال عجز و الحاح با قرآن مجيد فرستاد كه من طفل يتيم بسبب قرابت در سلك فرزندان بندگان انتساب دارم لكن خود را از غلامان ميدانم ديگر شفيعى بجز كلام اللّه و مهر مهر آساى مقدس جناب امام شهيد غريب على بن موسى الرضا چيزى نداشتم لهذا اين آيات بلند درجات را به خدمت نواب ابويم شفيع نموده متوقع چنين است كه باستعجال تمام تشريف فرماى اين صوب گرديده فايض بتقبيل مرقد مطهر امام الأنس و الجن شده و بر سر اين يتيم بيكس سايه گسترده در سلك فرزندان و غلامان خود منسلك فرموده بهر نحوى كه مناسب حال دانند انتظام امور فرموده اين بيكس را از دست اين جماعت اجامره و اوباش خراسان استخلاص دهند كه بلطف الهى و از حسن تدابير آن ابويم تنقيح در امور خراسان و ممالك ديگر ايران روى نمايد كه بعد از تشدد و تشتت بوقوع محن و بلايا كه بايران واقع شده بود باعث امنيت و آرام عباد اللّه گردد . بناء عليه آن جناب را كه شرم و آزرم و حق بينى و مروت و صلهء رحم پرورى جبلى ذات بود مسؤل او را بدرجهء قبول رسانيده و قرآن مجيد و مهر مهر آثار جناب مولينا را متمسك دانسته جواب جميع سرداران آذربايجان و عراق و قلمرو عليشكر را چنين دادند و نوشتند كه اينجانب را هرگز تمنى و خواهش امر سلطنت نبوده و نيست و الحال شاه رخ ميرزا را كه قرابت قريبه با اينجانب از طرف والده دارد و بمرتبهء فرزند خود ميدانيم بعلاوه قرآن مجيد و مهر شريف مقدس شاه خراسان را شفيع نموده بر خود لازم و جازم نمود كه ان شاء اللّه تعالى جميع كارخانجات و متعلقات پادشاهى را برداشته از هر طريق كه مناسب باشد برده بايشان رساند و خود معتكف آستان ملايك پاسبان روضهء رضويه عليه السلام گرديده ليلا و نهارا جبههساى سدهء رفيعهء عليه باشد ،