ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

90

مجمع التواريخ ( فارسى )

در خاطر گذرانيم يا به عمل آريم يا دشمنى و نمك بحرامى نمائيم با خدا و رسول و ائمه دشمنى نموده باشيم و همين قرآن سزا و جزاى ما را بدهد و غريم ما جناب اسد اللهى باشد پس همگى نام خود را نوشته بر آن وثيقه مهر نموده دادند چنان كه راقم حروف آن صحيفه را در مشهد مقدس معاينه نموده بود ، اما بفحواى اين بيت : جهان چون كمانخانهء بىدريست * كه هر لحظه در قبضهء ديگريست و قول ديگر ان شاء اللّه العزيز مفصل بحيز تحرير در خواهد آمد . بالجمله دولت آن حضرت از صرصر حوادث روزگار به زودى انهدام يافت و بيان اين اجمال و تفصيل اين مقال ان شاء اللّه تعالى بعد از اين بطى تحرير در خواهد آمد ، بيت : شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر ذكر نسب و وقايع احوال پادشاه جنت مكان شاه سليمان ثانى الحسينى الموسوى الصفوى انار اللّه برهانه بر مستخبران انساب عاليه و مبصران اخبار ماضيه پوشيده نماند كه آن حضرت شمسى بود از آسمان رفعت منير و آسمانى بود كامل و دانائى بود پر راى و تدبير ، مؤسس اساس ذكر و فكر ربانى ، حاوى علم اصول و فروع و ما حى ظلم و بدعت ، دقيقه فهم ، با معدلت و انصاف ، فرازندهء اعلام حكم الهى ، شايستهء ديهيم و تخت شاهنشاهى ، ممدوح لوايح دوران ملقب بسليمان ميرزا و در ايام صبى كه مقارن زمان سلطنت خاقان سعيد شهيد باشد آن جناب به همين لقب عند الخواص مشهور بود ، بنابراين در ايام سلطنت و جهانبانى خود مسمى بشاه سليمان ثانى گشت و شيخ محمد على حزين عليه الرحمه بنابر عدم استحضار در تذكرهء خود سليمان ميرزا نام يكى از اولاد پادشاه جنت آرامگاه شاه طهماسب را مقرر داشته نهايت اين اشتباه كلى است بلكه سليمان ميرزا كه او همراه حرم شاه طهماسب ذكر نموده نام عمه‌زادهء آن حضرت بود كه پسر نواب ميرزا داود باشد