محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

95

مجمع الانساب ( فارسى )

فولادستون غوغا كرد و او را بگرفت و در قلعه‌اى از قلاع پارس محبوس داشت و در آن بند بمرد و روزگار ديالمه بسر آمد . و اللّه اعلم . الامير ابوعلى كيخسرو بن عز الملوك چون فولادستون نماند از اكابر ديالم به غير از اين كيخسرو كسى نمانده بود از سلطان طغرل بدان راضى شد كه نوبند جان به وى دهد . طغرل نوبند جان بابكى به وى داد . هرگاه كه پيش سلطان آمدى او را ترحيب كردى و به جنب خود بنشاندى . در سنهء سبع و ثمانين و اربع مائه وفات يافت و نسل او در بارين « 3 » ( ؟ ) بماند اما نسب خود پنهان داشتندى از استشعارى كه از آل سلجوق داشتند . و چون روزگارى برآمد در هر شهرى بعضى از نسل ديالمه سر بر زدندى و نسب خود نگفتندى تا امروز كه كسى نمانده . و اللّه اعلم بالصواب .

--> ( 3 ) . شايد پارس .