محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
90
مجمع الانساب ( فارسى )
بگريخت و به خراسان شده به والى آنجا التجا كرد و قومى از ديلمان بر وى گرد آمدند . والى خراسان از شوكت او بترسيد و خواست كه مؤاخذت او كند . عماد - الدوله آگاه شد و از خراسان برفت و به اصفهان آمد . والى اصفهان - مظفر بن ياقوت - او را راه نداد به ضرورت با مظفر در حرب ايستاد و بر مظفر مظفر شد . و ملك فارس از آن ياقوت بود پدر مظفر ، لشكر كشيد و روى به عماد الدوله نهاد ياقوت منهزم گشت ، عماد از پى او به پارس آمد و فارس « 1 » را صافى كرد و به خوزستان شد و آن مملكت را در تصرف آورد و قصد بغداد كرد . در بغداد متمكن و قوى شد و خليفه با وى موافق شد به سبب شوكت او چنان كه در خطبه در دعاى خليفه نام او نيز مىبردند . و او را دو پسر بود : يكى معز الدوله كه [ او را ] در بغداد بنشاند ، و يكى ركن الدوله كه وى را در جانب رى و جبال بگذاشت و خود به پارس آمد و مملكت فارس را دارالملك و حضرت ساخت و مدت شانزده سال بر تخت فارس متمكن بود و بعد از آن درگذشت . الامير ركن الدولة حسن بن على بن بويه او بعد از وفات پدر از رى به پارس آمد و تخت بگرفت . و او را چهار پسر بود و ممالك را بر پسران قسمت كرد : فارس [ را ] كه دارالملك اصلى بود به عضد - الدوله داد نام او بناه خسرو « 2 » ، و اصفهان و قم و قزوين و زنجان به مؤيد الدوله داد كنيتش ابو منصور ، و همدان و دينور و رى و گيلان و طبرستان به فخر الدوله داد نام او على . و پسر كوچك را كنيت او ابوالعباس به عضد سپرد تا در مملكت او شريك باشد . و ركن الدوله بيست و هشت سال پادشاهى راند و درگذشت . و اللّه اعلم . الامير معز الدولة احمد بن على بن بويه او برادر ركن الدوله بود و در عهد پدر امير بغداد بود و ملازم دارالخلافه
--> ( 1 ) . در تصحيح اين كتاب ، ضبط اسامى را مطابق نسخهء اصل قرار دادم بنابراين فارس و پارس ، هر دو به معنى فارس مىباشد . ( 2 ) . در بيشتر تواريخ « فناخسرو » ضبط شده ولى مصحح نسخهء اصل را ضبط قرار داد .