محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
87
مجمع الانساب ( فارسى )
انتهاز فرصت ، در آخر عهد بهرام شاه فرصتى يافتند و مقتداى ايشان علاء الدين - حسين بن حسن با لشكرى تمام به غزنين آمد . بهرام شاه از وى بگريخت . علاء الدين غورى غزنين را ضبط كرد و برادر خود را سيف الدين غورى بر تخت نشاند و خود بازگشت . بهرام شاه فرصت نگاه داشت و باز غزنين آمد و سيف الدين را بگرفت و بر خرى نشاند و در همهء شهر و حومهء غزنين بگردانيد . اين خبر به علاء الدين رسيد به غايت گرفته شد و با لشكرى انبوه روى به غزنه نهاد . چون هنوز سپاه نرسيده بودند بهرام شاه به مرگ خود درگذشت و اكابر غزنه پسرش : السلطان خسرو شاه بن بهرام شاه را بنشاندند و خود در آن نزديكى علاء الدين با آن سپاه بىقياس برسيدند و غزنه را غارت داد و قتل عام كرد و خسرو شاه بگريخت و علاء الدين پسران برادرش غياث الدين محمد و شهاب الدين محمود [ را ] كه پسران سيف الدين بودند در غزنين به سلطنت بنشاند و خود مراجعت كرد . و ايشان ضبط ممالك غزنين دادند و به لطايف حيل خسرو شاه را باز دست آوردند و بر خود ايمن گردانيده ناگاه او را بگرفتند و به قلعه فرستادند و مدتى محبوس بود و هم در بند وفات يافت . در سنهء خمسين و خمس مائه و روزگار سلطنت غزنينيان بسر آمد و سلطنت آن طرف با ملوك غور افتاد و تمامت ممالك هندوستان كه متصرفات غزنينيان بود با ايشان افتاد و والى خود را بر آن صوب حاكم گردانيدند و تا عهد سلطان محمد خوارزمشاه كه قهر غوريان كرد حاكم بودند . و چون غوريان مقهور شدند هنوز هندوستان در تصرف تركى بود هم از غلامان غوريان . نام او « ايلتمش » و مردى به غايت كافى بود و به « سلطان ايلتمش » موسوم شد و شهر دهلى را دارالملك ساخت و صاحب جوامع الحكايات محمد بن سعيد العوفى ذكر عظمت و شوكت او و از آن وزير او قوام الدين محمد مستوفى كرده . و چون ايلتمش وفات يافت مملكت هند در تصرف اولاد او آمد و در روزگار آخر يكى از حجاب ايشان كه هم تركى بود از تراكمهء خلج خروج كرد و مملكت را به استقلال فرو گرفت و امروز در تصرف اولاد او مانده و سلطنت دهلى و جملهء هند در دست تصرف سلطان اعظم ابوالمجاهد مظفر الدين - محمد شاه است كه سلطانى ديندار است و بسى بتخانهها شكست و مسلمانى را در