محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
8
مجمع الانساب ( فارسى )
اوزلى ج 2 ص 471 ) . به نظر مىرسد كه مؤلف در لرستان ساكن بوده است زيرا مىگويد كه شرح خود دربارهء آن ناحيه را از هيچ كتابى نگرفته بلكه از افواه عدهاى از ثقات جمعآورى كرده است . همچنين به نظر مىرسد كه آشنايى نزديكى با هرموز دارد . شغل او شاعرى بوده زيرا در قصيدهاى خطاب به غياث الدين مىگويد كه او سالها قصايد مدحيه براى آن وزير فرستاده است ( برگ 86 ) اما مىگويد كه در سال 733 هجرى اگر چه چهل سال از زندگى او گذشته است هنوز كارى نكرده كه يادى از او بماند ( برگ B 2 ) . كتاب با دو مقدمه شروع مىشود كه مىتوان آنها را مربوط به تحرير اول يا تحرير دوم دانست و هر دو به علت افتادگى چند ورق ناقصاند « 4 » . مقدمهء اول در برگهاى 2 و 5 تا 9 تاريخ 733 هجرى را دارد و شامل مراثى به شعر و به نثر است در رثاى ابوسعيد و وزير غياث الدين محمد بن رشيد كه كتاب به او تقديم شده است . در مقدمهء دوم ( برگ 3 و 4 ) مؤلف تأسف خود را از دريافت خبر مرگ ناگهانى شاه جوان ابراز مىكند و همچنين بر گم شدن كتاب خود در غارت خانهء وزير مرحوم افسوس مىخورد ( ابوسعيد در 736 هجرى در سن 36 سالگى مرد و خانهء غياث الدين چند ماه بعد از مرگ وى غارت شد ) و با تجديد اميد ، او دو مرتبه تصميم مىگيرد كه بار ديگر كتاب را بنويسد و سپس رسيدن نويان علاء الدين را به سلطنت تهنيت مىگويد ( شايد نويان علاء الدين عنوانى است براى شيخ حسن نوهء امير چوپان كه در برگ B 131 از او به عنوان سلطان كنونى جهان اسم برده شده ) و وزيرش محمود را ستايش مىكند . اين تحرير دوم تا سال 743 كامل نشد زيرا كه در ورق 954 اين تاريخ به عنوان تاريخ سال جارى ذكر شده . تقسيمبندى كتاب به اقسام ، طبقات ، گروهها و طايفهها بسيار پيچيده است اما كار هم ناقص است . بعضى بخشها بهطور كلى حذف شده و بعضى ديگر كوتاهتر از ان است كه فايدهاى دربر داشته باشد . برخى از سلسلهها فقط فهرستى از نامشان داده شده و بقيه فقط چند سطرى دربارهشان شرح داده شده . دربارهء محتواى كتاب : مقدمه ، دربارهء آفرينش جهان ، عناصر اربعه ، ساختمان
--> ( 4 ) . البته در نسخهاى كه متعلق به ريو بوده چنين بوده است .