محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
333
مجمع الانساب ( فارسى )
غياث الدين هرات و امير على بيك ارغون شاه با پنجاه هزار مرد در نيشابور بود و اين جماعت به دو التجا نمودند و مدد طلب مىداشتند و ايشان را مجال و قدرت آن نبود كه قراولان از طاعنه كوه بدين طرف فرستند و دائما نواب و ايلچيان به بندگى حضرت مىفرستادند و اظهار مخالفت مىنمودند . آخر الامر مردم سبزوار به اضطرار رسيدند چنان كه يك من غله به چهار دينار و پنج دينار شد و نمىيافت و مسافر لعين و كولكان با وجود در بندان دست به ظلم و جور و عدوان برآورده بودند و هيچ آفريده را از شهر بيرون نمىگذاشتند و خلق بسيار از گرسنگى در معرض هلاكت افتادند . و از جملهء كارهاى بىراه كه بر دست آن ملعونان گمراه رفت يكى آن بود كه دو جوان مؤمن موالى نيكونهاد ملكسيرت پاكاعتقاد را كه هر يك سروى بودند در چمن اقبال پيراسته و به انواع فضايل و كمالات آراسته شهيدان مرحوم مغفور خواجه تاج الدين محمود و خواجه كمال الدين حسين بوئنما اللّه بحبوحة الجنان و كساهما حلل المغفرة و الغفران كه ابن عم و خواهرزادگان حضرت صاحبقرانى بودند مسافر كافر نعمت و ركن كونهء پليد ايشان را بىموجبى شهيد كردند و چون يزيد جاويد بر موجب فرمودهء نص الهى كه مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً « 36 » مستحق لعنت و عذاب شديد . و چون ظلم و تعدى آن ظالمان از حد گذشت ناگاه لطف الهى نسيم عنايت وزيدن گرفت و سادات عظام سيد امير على سوغندى و امير عز الدين برادر او كه از يك طرف شهر چند برج به عهدهء ايشان بود در خفيه كس به بندگى فرستادند و جهت استخلاص مردم از زحمت دربندان و ظلم ظالمان در شب پنجشنبه هشتم ماه رجب المرجب سنهء احدى [ و ] ثمانين و سبع مائه لشكر منصور را از بارو در شهر آوردند و آن جماعت اشرار منكوب و مخذول و خاكسار كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ « 37 » از دروازهء ميدان بيرون گريختند مسافر ملعون را در عقب رفته و بقتل آورده سر او را به در بارگاه آوردند و ركن كور ( ؟ ) گريخته به طرف هرات رفت و از آنجا نيز آواره گشته و ديگران بعضى گريخته و بعضى كشته شدند فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ - الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 38 » . و مشرب عذب اين ديار از كدورت و ظلمت آن
--> ( 36 ) . آيهء 93 سورهء نساء . ( 37 ) . آيهء 51 سورهء مدثر . ( 38 ) . آيهء 45 سورهء انعام .