محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

330

مجمع الانساب ( فارسى )

به فتح و ظفر مقرون شود و آفتاب معالى حضرت ظاهره لا زالت منورة فى الافاق شرق و غرب عالم منور گرداند و خطبه و سكه به نام ائمهء معصوم عليهم الصلاة در اطراف عالم چنان كه امروز در اين مملكت زيب و زينت گرفته مزين و موشح گردد . ان شاء اللّه تعالى . و چون اين پادشاه كامران كه شمه‌اى از صفات حميده و خصال مرضيهء او ذكر كرده شد به وقت آن كه پادشاه سعيد طغا تيمور خان و پدر مغفور شهيد او امير شيخ على هندونويان را شهيد كردند از آن قضيه سالم بيرون آمد و با جمعى از متعلقان و ايراخته و بوى نوكران خود در آن حوالى منتهز فرصت مىبود تا انتقام خون پادشاه و پدر مغفور خود باز خواهد . يحيى كرابى و جمعى كه با او بودند قيتول و اردوى پادشاه غارت و تاراج كرده با خراسان مراجعت نمودند و حيدر قصاب را با لشكرى تمام از مغول و تاجيك آنجا گذاشتند . ايشان دست به تعدى و ظلم برآورده بودند . حق تعالى بندگى حضرت سلطنت پناه را توفيق داد تا به اندك لشكرى به جنگ ايشان آمد و به زخم شمشير آبدار دمار از ايشان برآورد و بسيارى از ايشان بقتل آمدند و حيدر قصاب با معدودى چند منهزم گشته با خراسان آمد . اول فتحى كه بندگان حضرت را دست داد آن بود و بعد از آن به وقت سردارى حسن دامغانى لشكرى بسيار از خراسان جمع كرده روى به مازندران نهادند چنان كه قرب بيست هزار سوار و پياده به حدود استراباد نزول كردند و بندگى حضرت با سيصد سوار از استراباد بيرون آمد و به توفيق و تأييد الهى بر ايشان زد و به يك طرفة العين قرب سه چهار هزار كس از ايشان بقتل آوردند و بيشترى سرداران كه در وقت يحيى كرابى با پادشاه سعيد غدر كرده بودند كشته شدند و بسيارى در قيد اسار گرفتار آمدند و تمامى را داغ خذلان بر جبين نهاده آزاد كرد . و حسن دامغانى گريخته با معدودى چند با سبزوار آمد و اين فتح دوم بود كه قرين رأى و رايت همايون گشت و بعد از آن شهزاده لقمان كه از قصهء پدر خلاص يافته بود و التجا به جغتاى نموده و از آنجا امير زنده حشم را به معاونت آورد تا باشد كه مقام پدر خود را بگيرد . چون خبر آمدن ايشان به بندگى حضرت رسانيدند پيش ايشان باز رفته در حدود دهستان با ايشان جنگ كرد و بسيارى از آن لشكر بقتل آوردند و شهزاده لقمان و زنده حشم گريخته روى به جغتاى نهادند و اين فتح سوم بود . بعد از آن پادشاه سعيد مغفور سلطان اويس انار اللّه برهانه كه در اين روزگار مثل