محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

305

مجمع الانساب ( فارسى )

به فتح بجاى مىآوردند تا جملگى سپاه مجتمع شدند و با فتح و ظفر روى به دار الملك تبريز نهادند و روز ديگر به هيبت بنشست و شروع در جلوس پادشاهزادهء جهان كرد . جلوس مبارك پادشاه جهان مظفر الدنيا و الدين محمد خان خلد اللّه ملكه و سلطانه در روز پانزدهم ذى الحجهء سنه ست و ثلثين و سبع مائه سلطان اعظم شاهنشاه ربع مسكون مالك رقاب الامم ظل اللّه فى الارضين مظفر الدنيا و الدين محمد - اعلى اللّه شانه - بر دست و مسند سلطنت متمكن شد كه تا قيامت متمكن باد و شيخ حسن نويان قرار كارهاى گذشته را كه اكثر خلل‌پذير شده بود باز داد و يرليغها به اطراف ممالك روان كرد مشتمل بر آن كه حق سلطنت در نصاب خود قرار گرفت و رعايا و لشكرى مرفه و فارغ البال باشند و وزارت بر وزير وقت آصف دوم صاحب رأى ثابت فكر سلطان الوزرا خواجه زكريا عبد الرحمن كه امروز بر مسند وزارت ممكن است ارزانى داشت و اين نيز حقى بود در مركز اصلى قرار گرفته . و دست امير جلال الدين مسعود شاه در حل و عقد امور ممالك ايران مطلق گردانيد و بلوكات كه پدرش را بود - عليه الرحمه - بر فرزند او غياث الدنيا و الدين كيخسرو زيدت عظمته مقرر داشت و جاى پدر در ملازمت تخت بر امير جلال الدين مسعود مفوض فرمود و امروز اخير و احسن اركان دولت خان ، اين يگانه است . و چون همه كارها قرار گرفت و دور و نزديك صورت اين فتح نامدار استماع كردند موسى خان با برادران علىپاشا متمردگونه به طرف بغداد شدند و به قلعه‌اى كه پناهگاه علىپاشا بود تحصن جستند و دم ياغيگرى زدند و مال آن بلاد قهرا و كسرا تصرف نمودند . پادشاه وقت و امير اعدل را چون هنوز از طرف شرقى تشويشى بود حاليا اغماضى مىفرمودند و به جبر خرابيهاى مملكت و مرمت ازدحامى كه از اين حربهاى مذكوره به بلاد راه يافته مشغول مىبودند ناگاه مادهء مرض اقليم رابع كه هنوز نضج تمام نيافته بود آن را روز بحران آمد و طبيعت ايام به دفع ماده مشغول شد و همچون روز بحران مريض را باده‌گران كرد تا به يك بار ماده فرو ريخت و علامات سلامتى پيدا شد . و اين حكايت لشكر خراسان و جمعيت اقوام