محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

294

مجمع الانساب ( فارسى )

در آن دل شب و به خيلگاه ارپا شد . ارپا را در آن عهد ، حال بد بود . اين قدر بود كه سلطان بو سعيد او را هر روز مياومه‌اى معين كرده بود و بس و كس او را نمىشناخت و نام و نسب نمىدانست به غير از بو سعيد . چون نيم شب امير شرف الدين محمود شاه ديد كه به خانهء او فرود آمد بترسيد و گفت چه مىباشد ؟ امير گفت مترس كه به كارى نيك آمده‌ام برخيز و با من بيا . ارپا برخاست با شمشيرى همراه امير محمود شاه شد و همان شب بيامدند و والدهء سلطان بو سعيد - نام او حاجى خاتون - حاضر گردانيدند و خواهر بو سعيد نيز - يعنى ساتىبيك - و آن كار به اتفاق قرار دادند و بر وى به پادشاهى سلام كردند . روز ديگر مرگ سلطان آشكار كردند و شرايط تعزيت به تقديم رسانيدند و روز جمعه بود ، خطبه به نام ارپا خان خواندند و او را لقب سلطان معز الدنيا و الدين محمود نهادند و روز ديگر كه شنبه بود هجدهم ربيع الآخر سنهء ست و ثلثين و سبع مائه در صحراى قراباغ اران بر تخت نشست و همان روز تابوت سلطان بو سعيد را راست كرده به انواع جواهر مرصع به شهر سلطانيه روان كردند . و نسب ارپا خان آنچه معلوم شده اين است : ارپا بن توقدى قوى برادرزادهء هولاكو خان . و او پادشاهى بود [ كه ] همان شيوهء مغول و رسم و آيين چنگيز خانى داشتى و تازيك نتوانستى ديد . و مردى مردانه بود و اول كارى كه كرد آن بود كه لشكر اوزبك خان را منهزم گردانيد و اين حال از پيش ذكر رفت كه در آن زمان كه بو سعيد در حيات بود اوزبك خان عزم كرد كه از دربند بگذرد . چون خبر وفات بو سعيد بشنيد لشكر را از دربند بگذرانيد و به حدود قراباغ نزديك شد و بر لب رود كر لشكر فرود آورد . ارپا خان چون آوازهء هجوم لشكر قفجاق بشنيد در حال با وزير و امرا و لشكر فراوان نهضت كرد و مردانه روى به لشكر اوزبك خان نهاد و مدت چهل و پنج روز لشكرها برابر نشسته بودند و دو سه روزى دست محاربت قائم . و از قضا در آن عهد علفى در صحرا پيدا شد كه چون اسبان لشكر قفجاق مىخوردند مىمردند تا مبالغى اسب تلف شد . اوزبك خان چون دانست كه لشكر همان لشكر بو سعيد است و هم به تحمل و هم به عدت و آلت از لشكر او زيادت است در شب بفرمود تا آتش بسيار كردند و نيم‌شب برنشست و برفت . روز ديگر از لشكر قفجاق اثر نبود و ارپا خان مظفر و منصور باز مقر سرير خراميد و اين فتح اول بود ارپا خان را . و ارپا خان خيلى كارها در خاطر داشت همه موجب مصالح