محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

286

مجمع الانساب ( فارسى )

عاقبت كار اين يگانه نيز بيايد . ان شاء اللّه تعالى . كه چگونه صاحب غرضان صورت - حال او در حضرت پادشاه زمان زشت كردند و كار او را اندك خللى رسيد و باز چگونه با قرار اصل رفت و نزديك شاه به همان مرتبت باز رسيد . نعم ، سلطان بو سعيد روزگارى مساعد و بختى موافق داشت همه ايام خود به استيفاء لذات از مصاحبت پريچهرگان و استماع سماع ارغنون و چنگ و چغانه تمتع گرفتى و چون با علم و طالب علمان ميلى عظيم داشت اكثر اوقات دانشمندان و شاعران و مردم هنرمند را حاضر گردانيدى و به اكتساب هنر و استفادت آداب دينى و دنيوى مشغول بودى و خط پارسى و مغولى به غايت خوب نبشتى و شعر نيكو گفتى و يك قطعه كه حسب الحال خود فرموده بود اينجا ثبت افتاد و هذا : به ذات پاك خدايى كه شاهيم داده است * كه شادى و غم دنيا به پيش من باد است بدين جهان نفريبد كسى كه دارد عقل * كه دهر را حيل و داستان بسى ياد است هزار شكر خدا را كه دولتم بخشيد * چنان كه در كف هيچ آدمى نيفتاده است يكى كه ملت اسلام روزيم كرده است * كه نفس پاك همه مؤمنان بدان شاد است دوم كه خير همه خلق خواست خاطر من * دلم براى مراد جهان به نازاد است ( ؟ ) سوم ممالك و تاج و سرير و تخت جهان * مسلم است و زجد و پدر كزو زاد است چهارم آنكه مراد همه برآرم من * به شكر آنكه خدا اين سعادتم داده است بيا به مصر دلم تا دمشق جان بينى * كه آرزوى دلم در هواى بغداد است سعيد بخت كسى را كه در ازل نامش * خداى عز و جل بو سعيد بنهاده است و چون اين قطعه به ولايت شبانكاره رسيد هركسى در مجابات آن شروع