محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
269
مجمع الانساب ( فارسى )
گويند و چند پاره ديه بر حرم كعبه و قبهء معطر رسول اللّه عليه افضل الصلاة و اكمل - التحيات وقف كرد و مبلغى ديها بر مشهد امير المؤمنين مرتضى على كرم اللّه وجهه و بر سر تربت متبرك شيخ الشيوخ سيدى ابو الوفا رحمة اللّه عليه همچنين وقفها كرد . و در شهرهاى عراق و تبريز و اصفهان دار السياده فرمود . و سادات را عظيم موقر و محترم داشتى و تبجيل و تربيب فرمودى و در مرغزار سنگ رباطى عالى بنا فرمود از براى ابناء السبيل و شهر تبريز را بارو كشيد و شهر اوجان را حصارى ساخت و راهها را ايمن گردانيد چنان كه در بيابانهاى خونخوار طشتهاى پرزر بر سر نهادندى كس را مجال نبودى كه نيك در آن نگرستى . و او دو نوبت لشكر به شام برد تا در ممالك خود افزايد و به نوبت اول خيلى از ممالك شام مستخلص كرد و مال آن نواحى در تصرف آورد و سكه و خطبه به نام و القاب مبارك او كردند و چون مراجعت كرد جمعى امرا را در آن بلاد به رسم شحنگى بنشاند و در زمان مراجعت او اهل مصر خروج كردند و امراى مغول باز آمدند . بار دوم امير قتلغشاه [ را ] كه امير الامراء بود بفرستاد و حربى سخت كردند و مصريان حيلتى ساختند و آب بر ممر مواكب و مراكب لشكر بستند از پس پشت لشكر تا زمين وحل گشت و بيشتر از آن خسك بيفشاندند . و چون لشكر مغول منهزم شدند هرچه از شمشير خلاص مىيافت در وحل مىافتاد و هرچه از وحل مىرست به خسك مىخست تا بدان سبب مبالغى از لشكر فوت شدند . و پادشاه عادل بر عزيمت تلافى و تدارك آن غدر مىبود و عدت آن مىساخت . پس از آنجا كه بدبختى اهل روزگار و طبيعت دور قمرى است آن عادل زمانه و عمر يگانه را عمرى دراز نبود آن غرض به حصول موصول نشد و در آخر عمر وزارت خود به وزير بىنظير خواجه سعد الدين ساوجى عليه الرحمة داد . و چون از مدت ملكش هشت سال بگذشت در شوال سنهء ثلث و سبع مائه هلالى دلو عمرش به چاه فنا درافتاد ، و گويند او را زهر داده بودند و العهدة على الراوى . او را دفن كردند در شهر تبريز در گنبدى كه از آن عاليتر نيست . عليه الرحمة . السلطان غياث الدين اولجايتو محمد بن ارغون پس چون غازان محمود اسير واقعهء ناگزير شد امراى وقت بر برادر او سلطان