محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

262

مجمع الانساب ( فارسى )

بودند به يمن دولت و بخت بيدار او انهدام يافت و ذريت ملاحده‌اى كه از بيم بأس و فرط هراس ايشان ، شاهان روى زمين را بر پشت زمين خواب و قرار نبودى به كلى نماند همه را دمار برآورد . و ارشاد و هدايت در قهر و قمع آن ملاعين تدبير و رأى جر ( ؟ ) جهان افضل الحكماء المتأخرين خواجه نصير الدين طوسى رحمة اللّه عليه بود كه مدتى در قلاع ملاحده موقوف بوده چه او را دزديده بودند و بدان ملحدگاه برده . اما آن مرد جلد حكيم چون آوازهء حركت پادشاه جهان استماع كرد از كياست ، رسولان را پنهانى فرستاده و احوال آن اعداء خداى تعالى باز نمود و تقرير داد كه مؤاخذت خور شاه كه ملك ايشان است به چه طريق ميسر شود و قهر و قمع تبع و لشكر ايشان به چه نوع صورت بندد . لاجرم چون پادشاه جوانبخت جازم و عازم بود بر مقتضى تدبير او كار كرد و به قرب شش ماه روزگار نه از آن مخاذيل و نه از ذريت ايشان و نه از قلاع و بلاد و ساكن ايشان ديار ماند و پادشاهان پيشين به لشكرهاى بسيار و مالهاى بيشمار و ده سال و پانزده سال كه لشكر بر در آن قلاع ايشان مىنشاندند قطعا قهر و كسر ايشان تيسر نمىپذيرفت دولت هولاكو خان ايشان را به كلى مستأصل گردانيد . و چون [ هولاكو خان ] ملاحده را مدمر گردانيد به عزم قهر خليفه لشكر به طرف عراق كشيد و روز به روز دولت او روز افزونتر و بخت او بيدارتر و تأييد لطف كردگار در حق او شاملتر و عنايت دربارهء او كاملتر بود . و چون نزديك آمد خليفهء وقت - مستعصم - مضطر فرومانده بود و رسولان فرستاد و گفت چون من مىدانم كه خداى تعالى جملهء جهان به مغول و سلاطين ايشان داده چه شود اگر قاآن مرا بگذارد و نكشد تا هم در بغداد بنشينم و امام مسلمانان باشم و از قتل يك نفس چه شود ؟ گويند پادشاه گيتى بر وى ابقا كرد و فرمود كه او را به جان تعرضى نرسانند . پس اركان دولت و امرا و وزرا تقرير هولاكو خان كردند كه حيات خليفه موجب وحشت مملكت تو باشد و تا او زنده باشد ملك [ بر ] تو قرار نگيرد بدين سبب او را با تمام اولاد و احفاد و اقربا هلاك گردانيد چنان كه از بنى عباس كسى نماند . و اين حال در شهور سنهء ست و خمسين و ست مائه بوده . و گويند يك روز خليفه پيغامى چند فرستاده بود و در اثناى آنكه آن رسول ايستاده بود در پاى تخت هولاكو و پيغام مىگزارد مؤذنى از سرمناره بعد از اداى بانگ نماز اين آيت برمىخواند كه قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ -