محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

250

مجمع الانساب ( فارسى )

خزاين و دفاين بگشادند كه حصر و عد آن صورت نبندد از بالش زر و نقره و ثياب نفيس چون نخ و نسيج و گوهرهاى گرانمايه همه را بر لشكر و امرا و پادشاهزادگان و خواتين تخصيص فرمود و كسانى كه غايب بودند حصهء ايشان برسانيد و بعد ما كه اين تخصيص فرموده بود آنچه مانده بود نصف آن بود كه به مردم داده ديگر باره به همان منوال هركس را بهره‌اى دادند بيش از آن مانده بود روز ديگر فرمود كه هركس كه خواهد برگيرد لشكر به تمامت درآمدند و آن همه نعمت بستدند و مرد بود كه او را ده تومان و پنج تومان نصيب رسيده بود . و قاآن به يك بار دل اهل جهان بربود و همه را رهين منت و ممنون ايادى و بر خود گردانيد . و چون از كار عطا و صلات بپرداخت روى به مهمات ممالك آورد و هركس از امرا و پادشاهزادگان به اقليمى نامزد فرمود و اول اميرى كه بفرستاد جورماغون بود . خروج جورماغون به مملكت غربى و جورماغون را به ممالك غربى فرستاد . و در شهور سنهء سبع و عشرين و ست مائه از جيحون عبره كرد و به هر كجا رسيدى قواعد حكم تولى و يرليغ او ممهد داشتى و اگر كسى شيوهء تمرد پيش آوردى او را قهر كردى . و جورماغون به عراق برگذشت و قصد بغداد كرد و امير المؤمنين الناصر لدين - اللّه خليفهء وقت بود سپاهى را به دفع او پذيره فرستاد . جورماغون دو سه روز حرب كرد چون اجازت حرب با خليفه و قهر او نداشت بازگشت و روى به بلاد مغرب نهاد و به شام برگذشت و به بلاد شمال پيوست . خروج امير سبتاى بهادر به مملكت قفجاق دوم اميرى كه بفرستاد سبتاى بهادر بود كه او را به دربند با تو و صحراى قفجاق فرستاد تا مدد لشكر با تو باشد و آن قدر شهرها كه ايل نشده ايل گرداند و آنچه ايل است ياساميشى كند . و در آن سال او برفت و شهرهايى چند مستخلص گردانيد و بازآمد . و ديگر دو پادشاه را به حدود تبت و چين فرستاد و آن مملكت را