محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

246

مجمع الانساب ( فارسى )

پسر بود بدين تفصيل : هردو ، با تو ، سقسان « 16 » ، تنكوت ، بركه ، تركجار ، طغاتيمور . و توشى اگرچه جاه پدر نيافت اما به حقيقت حاكم جملگى ممالك و اولاد و احفاد چنگيز خان او بود و قاآن همه كارى به مشورت او كردى و هرچه او يرليغ دادى هيچ كس از پادشاهزادگان زهره نداشتندى كه اعتراض يا عدول كردندى . و چون توشى درگذشت از پسرانش با تو قائم مقام او گشت و امروز دربند با تو كه مىگويند به نام او بازمىخوانند . و با تو همچنان با پادشاهزادگان راه آقايى داشت و در هر مهم او حاكم بودى و امروز خان قفجاق كه او را اوزبك خان گويند از نسل اوست . و اللّه اعلم . ذكر جغتاى خان او پادشاهى با هيبت با سياست تند بود و چنگيز خان كار يارغو و سياست به وى تفويض كرده بود و در يارغو چنان مجد بودى كه يك سر موى اهمال و تغافل نكردى و آنچه ياساى پدرش بودى همچون حكم خداى دانستى و كم كسى از يارغوى اوجان ببردى . و چنگيز خان ممالك ايغور يعنى بلاد تركستان از حد ختاى تا ماوراء النهر و حدود جيحون به وى داده بود . و از آن او دو پسر زيادت معلوم نمىشود « 17 » يكى آنكه در حدود بلخ كشته شد و ذكر آن رفت و يكى ديگر نام او ماتكان و اين ماتكان را پسرى بود نام او قرا . و چون ماتكان نمانده بود بعد از چنگيز خان قاآن جاى جغتاى به قرا داد . و جغتاى را پسرى ديگر بود نام او بيسوبس . چون پادشاهى به پسر اوكتاى رسيد يعنى كيوك خان جاى جغتاى را به پسرش بيسو باز داد و گفت تا پسر باشد پسرزاده ميراث نبرد و تا دور منكوقاآن همچنين بود . و امروز خانان ماوراء النهر از نسل جغتاىاند و كيوك خان به همين سبيل . و جغتاى خانى بود كه هشيارى نداشتى و بخششى عام داشت و همهء مال مملكت به يك روز بخشيدى . و اللّه اعلم .

--> ( 16 ) . در نسخهء د : « فتسان » . ( 17 ) . در نسخهء د : « و او را پسران بسيار بودند » .