محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

237

مجمع الانساب ( فارسى )

و اين حال در محرم سنهء ست عشر و ست مائه بود . واقعهء شهر سمرقند پس عزيمت شهر سمرقند مصمم فرمود و سمرقند پادشاه‌خانه و دار الملك ماوراء النهر است و در آن زمان سلطان محمد خوارزمشاه در سمرقند بود و مبالغى لشكر جمع شده و باره و حصار را احكامى هرچه تمامتر داده و صد و ده هزار سوار در شهر و حصار نشانده و سلاح بسيار جمع كرده پادشاه جهانگير با لشكر جهانگشاى بر در شهر فرود آمد . و چون سلطان را معلوم شد كه چنگيز خان به نفس خود آمده هم در آن هفته از سمرقند برفت و مردمان سمرقند به لشكر بسيار و سلاح مغرور بودند دو سه روزى تجلدى نمودند . روز اول سمرقنديان فيروز آمدند و قريب هزارى از مغولان بقتل آمدند . روز ديگر چنگيز خان خود برنشست و پيش شهر آمد و سپاه را به حرب تحريض داد و اهالى شهر پيلان را پيش آوردند و چنگيز خان بفرمود تا بر ايشان تيرباران كردند و يك هفته آن جنگ بكشيد عاقبت پيران و مشايخ و زهاد را بفرستادند و اظهار ايلى كردند . شاه فرمود تا اهالى شهر را جمله از شهر به صحرا راندند و شهر را غارت كردند و از خويشان مادر سلطان محمد سى هزار مرد بكشتند و از جماعتى كه به صحرا رانده بودند سى هزار مرد را از براى آنكه پيشه‌وران خوب بودند به حشر ببردند و باقى را بكشتند و اندكى در شهر مانده بودند . چنگيز خان فرمود كه خود را به دويست هزار دينار زر بازخرند و همچنين كردند و محصل بر سر كرد تا زر بدادند و برفت . و اللّه اعلم . استخلاص خوارزم خوارزم تختگاه سلطان محمد بود و چنگيز خان پسران خود را جغتاى و اوكتاى بدان شهر فرستاده بود . ايشان برفتند و قريب شش ماه بر در آن [ شهر ] بنشستند و منجنيق بر پاى كردند . چون در بطن خوارزم سنگ نبود از درختهاى توت گردها بريدند و به منجنيق مىانداختند و شهر بگرفتند و حصار و باره را خراب