محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

219

مجمع الانساب ( فارسى )

كردند و رجاله‌اى كه در هرموز از بقاياى لشكر قطب الدين بود بقتل آوردند و آوازه افكندند كه هرموز گرفتيم و در فور بازگشتند . چون اين حال به قطب الدين تهمتن رسيد قرارش نماند با لشكرى كه داشت فى الحال در كشتيها نشست و از پى ايشان بيامد هنوز لشكر غياث الدين و فخر الدين به قيش نارسيده در كنار فرضهء قيش به ايشان رسيدند و دست به تيغ بردند جملهء لشكر قيش را به تيغ بگذرانيدند و ملك دوگانه را بگرفتند و به جزيرهء قيش درآمدند و هرچند ملوك و اولاد و اطفال و عورات كه از نسل شيخ جمال الدين در قيش بودند همه را چون فرزندان كفار بربستند و به هرموز بردند و دست به نهب و غارت بردند و خزانه‌هايى كه از دور شيخ جمال باز سر به مهر نهاده بود از صفتهاى مرواريد غلطان و جواهر و سنگ‌پاره و زر طلى و نقره و مرصعينه و مرواريدها كه به سالهاى بسيار به خون‌جگر از دل دريا حاصل شده بود همه بغارتيدند . و قطب الدين تهمتن با فتح و نصرت بازگشت و برادر نظام الدين كيقباد را به ملكى در قيش بنشاند و جملگى اولاد شيخ جمالى را هرچه نرينه بودند همه هلاك كرد و از اولاد شيخ امروز پس كسى نمانده به غير از پسرى از آن تاج الدين عبد الرحيم ، نام او نظام الدين احمد كه از مادر از ملوك شبانكاره است او نيز به دار الملك دهلى اقامت ساخته و پيش تخت سلطان مظفر الدين ابو المجاهد محمد شاه مىباشد و امروز تخت هرموز آراسته و مزين و منور است به يمن دولت پادشاه بر و بحر ملك دادگر بخشنده قطب الدنيا و الدين تهمتن بن كردان شاه و برادرش ملك قيش بحرين كه تا قيامت اين دولت پاينده و اين شوكت فزاينده باد . و السلام . و الحمد اللّه حق حمده و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله اجمعين .