محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
21
مجمع الانساب ( فارسى )
گفته بود كه چون يعقوب ليث با نيزه و سلاح درآيد شما هيچ مگوييد و او را راه باز دهيد كه او به دستبوس من مىآيد . و يعقوب بيامد و با آن دويست مرد صف بركشيد و چون زمانى ببود نيزه برگرفت و خود با آن دويست مرد به ميان سماطين درآمدند و لشكرى ايشان را راه دادند . يعقوب در پيش بود و بن نيزه در خاك مىكشيد و آن دويست مرد در قفاى او حاضر و بيدار . و يعقوب نيزه راست كرده و چشم بر رتبيل نهاده تا برسيد به نزديك تخت و فرو نيامد تا رتبيل چشم باز كرد نيزه بر سينهء او زد و از پشتش بيرون كرد و او را نگونسار از تخت بينداخت . و تا يعقوب اين كار كرد آن مردمان هر يكى ، يكى از خاصگانش بكشتند و خروش در لشكر رتبيل افتاد و آن دويست مرد روى نهادند به ايشان و به يك طرفة العين قريب هزار تن بيفكندند و لشكر رتبيل همه هزيمت پذيرفتند و برفتند و يعقوب با مردمان خود در ميان غنيمت افتادند و بسيار زرينه و سيمينه و مرصعينه بيافتند . و اهالى آن شهر به انقياد در آمدند و تمامت بست و سيستان و آن نواحى همه يعقوب را صافى شد . پس يعقوب قصد خراسان كرد و اكثر بلاد خراسان فرو گرفت و اولاد و اسباط طاهر را برانداخت و محمد بن طاهر بن عبد اللّه « 4 » را بند برنهاد و خزينهاى بزرگ به بغداد فرستاد پيش معتمد ، و معتمد به ضرورت از وى راضى شد و او را عهد و لوا فرستاد . بعد از يك چندى قصد عراق و پارس كرد و بگرفت و شحنه بنشاند و خود عزم بغداد كرد . و برفت و با معتمد حرب كرد . معتمد از وى بگريخت و يعقوب از پس بشد به موصل ، و ديگر حرب كردند يعقوب منهزم شد و باز بغداد آمد و هم در آن نزديكى وفات يافت و سپاه او همه باز خراسان شدند و محمد بن طاهر كه دربند بود ، خلاص يافت ؛ و در خراسان عمرو بن ليث برجاى يعقوب بنشست . و استعداد عمرو از يعقوب زيادت بود . عمرو بن الليث الصفار و عمرو خراسان و سيستان و طبرستان و كرمان و پارس و عراق و جملهء
--> ( 4 ) . در تاريخ گزيده : « محمد بن احمد بن طاهر بن عبد اللّه » .