محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

193

مجمع الانساب ( فارسى )

سلطان ارسلان بن طغرل سلجوقى و از وى استمداد كرد و لشكرى بسيار برگرفت و به كرمان آمد . دو سه روزى غزان مختفى شدند چون لشكر عراق بازگشت ديگر باره غزان بر محمد شاه مستولى شدند اين بار به اختيار ترك مملكت كرد و به بم شد و از آنجا نيز بگريخت و به سلاطين غور پيوست و همانجا درگذشت . و غزان در كرمان آن كردند كه قضا برنتابد . ملك دينار از نسل امراى غز مدتى تخت كرمان بىملك بود ناگاه سايقهء تقدير الهى از زير طاس گردون مهره بازيى نمود و يكى هم از اصل اتراك كه نسبش به غزان كشيدى اما حاكم سرخس بود چون سلطان شاه بن ايل ارسلان بر سرخس قادر شد او بگريخت و روى به كرمان نهاد . نام او ملك دينار . اهل كرمان به ورود او مستبشر شدند و او را به ملكى بنشاندند و او قهر غز كرد و حكومت كرمان راند چنان كه مراد اهل كرمان بود . اما ملكى بود كه زر دوست داشتى و پاره‌اى ممسك بودى . و ليكن در داد و عدل و كفايت آيتى بود . و تا او در كرمان آمد لشكر غز چون قطرهء سيماب به زمين فروشدند و مدت هشت سال ملكى كرمان كرد و همه كارها با قرار اصل برد و خيلى مملكت در كرمان افزود و او نيز درگذشت و از وى دو پسر ماند : فرخ شاه و عجم - شاه . الملك فرخ شاه بن ملك دينار چون ملك دينار نماند پسر او را فرخ شاه بر تخت نشاندند اما غزان از هر طرف بيرون آمدند و باز همان رسم عدوان و غارتگرى نهادند و فرخ شاه در دست ايشان درماند . پس تمامت گرمسيرهاى كرمان به غزان داد و ايشان را گفت اين ولايات ملك شما . و در آن موضع يورت ساختند اما جمله سردسير را بغارتيدندى . و فرخ شاه خود عمرى نيافت چون كسى از اهل ملك نماند آن بود كه وزراى كرمان ملك شبانكاره را بياوردند و بر تخت ملك نشاندند و ذكر اين حال از پيش رفته . پس چون ملك شبانكاره محبوس شد ،