محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
191
مجمع الانساب ( فارسى )
بنواخت و رعايا را بىغم گردانيد و عمارات بسيار فرمود و پادشاهى او سر به فلك بركشيد و كيج و مكران و عمان و بعضى از هند بگرفت و فارس نيز در تصرف آورد و عراق را هم تعرضى رسانيد و خليفهء وقت او را تشريف ولوا فرستاد و چنان حازم و بيدار بود كه روزى در بارگاه نشسته بود روى با وزرا و اركان كه نشسته بودند كرده گفت در كدام محلت است كه از دوش باز سگى زاده به هشت بچه دو سياه و دو سرخ و دو سپيد و يكى ابلق و يكى زرد چهار نر و سه ماده و يكى نرماده ؟ ندما فرو ماندند . گفت در محلت كوى گبران در ثقبهء فلان خانهء فلان كس است . كسى فرستادند و همچنان بود . پس گفت اين حكايت بدان گفتم تا شما نگوييد كه من از كار ملك غافلم . همگان بر وى دعا گفتند و او را فرزندان بسيار آمدند و پادشاهى او به چهل و دو سال كشيد و در سنهء ثمان و ثلثين و خمس مائه وفات يافت . و اللّه اعلم . ملك مغيث الدين محمد بن ارسلان چون شاه ارسلان وفات يافت ولايت عهد به پسرى ديگر وصيت كرده بود اما به وى نرسيد يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ « 1 » در حق ملك محمد كه پسر ميانگين بود به كار شد و تخت ملك به محمد بن ارسلان آمد و الحق او پادشاهى پسنديده سيرت بود و احياء سنت پدر مرعى داشت و كرمان را بهشت عدن ساخت و رسوم قوانين عدل پدر تازه گردانيد و مدت چهارده سال شرايط پادشاهى به تقديم رسانيد . عاقبت شاهين فنا او را به چنگل برگرفت و به عقبى برد . وفاتش در سنهء اثنى و خمسين و خمس مائه . الملك محيى الدين طغرل بن ارسلان شاه و اين طغرل از محمد بزرگتر بود و همان قواعد داد و انصاف ارسلان شاهى ممهد گردانيد و ملكى بود با فر و شكوه و در آل قاورد از او مهيبتر نبود و او خيلى مآثر محموده دارد و اهل علم را نيكو داشتى و در عهد او كرمان با جنات النعيم برابرى نمودى و روزگارى مساعد داشت و مدت دوازده سال مملكت داشت و در سنهء اربع
--> ( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 39 .