محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
137
مجمع الانساب ( فارسى )
سلطان شاه در غيبت تكش مدتى مملكت راند چون تكش برسيد ، او با مادر بگريختند و به خراسان شدند و به مملكت مؤيد پيوستند و خزاين بسيار بريختند . و با برادر خيلى مصاف داد و مدتى مديد ميان ايشان وحشت بود تا در سر آن كار شد چنان كه ديگر آن در پادشاهى تكش بيايد . و سلطان شاه پادشاهى مردانهء محتشم بود اما بختى موافق نداشت و طالعش شوريده بود و در سنهء تسع و ثمانين و خمس مائه شكار فنا شد . مدت ملكش هشت سال . خوارزمشاه تكش بن ايل ارسلان سلطان تكش در سنهء ثمان و ستين و خمس مائه به خوارزم آمد و بر تخت نشست . و او سلطانى دادگر نيكوسيرت بود و لشكر ختارا با مالهاى وافر بازگردانيد و سلطان - شاه و مادرش با ملك مؤيد متفق شدند و مالهاى بسيار بذل كردند تا مؤيد مغرور شد و با تكش حرب كرد و گرفتار آمد و تكش بفرمود تا مؤيد را به دو نيم زدند و تركان خاتون را هم بگرفتند و بكشتند . و سلطان شاه بگريخت و پناه به ملوك غور برد و مدتى آنجا بود . چون ميان خان ختا به واسطهء اداى مال مواضعه با سلطان تكش بد بود رو به حرب كشيد و سلطان ايلچيان ختا را به جيحون انداخت . خان استحضار سلطان شاه كرد سلطان شاه از غور و غرچه به ختا شد و با لشكرى انبوه روى به خوارزم نهاد تكش بفرمود آب جيحون بر ممر ايشان بستند و اكثر هلاك شدند . و سلطان شاه به خراسان گريخت و ناگاه بر شهر سرخس زد و ملك دينار - كه والى آن بود تركى از اتراك غز و حال او در مملكت كرمان بيايد - بگريخت و سلطان - شاه مدتى سرخس را تصرف نمود و باز سلطان تكش او را براند و همچنين هر وقتى ميان برادران اصلاح ذات البينى رفتى اما سلطان شاه به هيچ حال سر بر خط برادر نمىنهاد و دائما بر صوبى زده بودى و مملكتى را در تشويش انداختى تا در شهور سنهء تسع و ثمانين و خمس مائه در شهر سرخس وفات يافت و ملك سلطان تكش صافى گشت و روى به عراق نهاد . و ميان اتابكان آل سلجوق و سلطان طغرل منازعت بود ميان ايشان صلح افكند و باز خراسان شد و پسر مؤيد استقلال يافته بود و خراسان را فرو گرفته سنجر شاه نام ، تكش بر وى زد و او را بگرفت و ميل كشيد و به تدارك آن مشغول شد و خراسان را ضبط كرد و به ماوراء النهر شد و ملك سمرقند