محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
125
مجمع الانساب ( فارسى )
ملاحده طايفهء هفتم از طوايف هشتگانه ملاحدهاند لعنهم اللّه تعالى ايشان را ملاحده از براى آن گويند كه قومى بودند كه در دين محمدى شك پيدا كردند و آن شك را « الحاد » گويند . و به حقيقت الحاد و زندقه و قرامطه و فلسفه همه يكى است زيرا كه معنى همه بددينى و بد اعتقادى است . و اين مذهب از قومى برخاست كه در طبيعت و جبلت ايشان هنوز هوس دين گبرى و مغى مانده بود و از متابعت دين نبوى كاهل و غافل بودند . و چون بعد از ابوبكر و عمر - رضى - اللّه عنهما - اختلاف رأى به جهت خلافت و هوس سرورى در ميان صحابهء رسول اللّه عليه و آله و سلم و رضى اللّه عنهم پيدا شد اين بىحميتان بددين كه تاب تحمل تكاليف شرع مصطفوى نداشتند قتل امير المؤمنين على و قتل حسين ، پسرش - رضى اللّه عنهما - را بهانهاى بزرگ ساختند و گفتند بعد از خلافت عمر ، جملهء خلق عالم كافر شدند زيرا كه حق امامت بعد از عمر به اجماع صحابه و مشورت آن شش تن كه عمر تعيين كرده بود و به حكم عبد الرحمن بن عوف كه از اشارت و صوابديد آن پنج تن حكم بود بر تعيين ، خلافت امير المؤمنين على را بود و عمر و عاص شغب و حيلت كرد و خلافت از على به عثمان گردانيد . پس كسانى كه تقويت و نصرت على نكردند و كسانى كه مدد حسين نكردند همه كافر شدند و خون و خواستهء ايشان حلال است مگر از نو ايمان به نبوت رسول اللّه و امامت فرزندان او - يعنى اولاد فاطمه - بياورند و على را امام به حق دانند . و چون مطلقا نمىتوانستند كه ابطال حكم شرع كردندى حاليا اولا اين سخنان شكآميز در دلهاى مردم پيدا كردند و به مرور دهور خلقى را گمراه كردند تا برسيد به روزگار آخر از عهد عباسيان و قومى از