محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

71

مجمع الانساب ( فارسى )

برزيگرى آموخته و او كشت مىكرد و مىخورد . و چون صد سال تمام شد ، خداى تعالى او را سخنان استغفار در دل افكند تا بدان سخنان ، خداى عزّ و جلّ را بخواند . خداى توبهء او قبول فرمود . و آدم چون مدتى در دنيا بود ، بالاى او به درازى چندان بود كه دست او به آسمان مىرسيد ، چنان‌كه با ملائكه سخن گفتى ، و چون گناه كرده بود ، جبرئيل بيامد و پر بر سر او زد به فرمان خداى ، بالاى او با شصت گز آمد ، و آدم از غم آن‌كه كوتاه شد به خداى بناليد . بارى تعالى او را خانه‌اى از بهشت بفرستاد از يك دانه ياقوت سرخ . و اين سنگ حجر الاسود كه امروز در مكّه است ، آن زمان به رنگ سفيد بود و در ركن آن خانه نهاده بود . خداى فرمود كه اين خانه به عوض بالاى تو به تو دادم تا چنان‌كه [ 44 ] كرّوبيان در عرش طواف مىكنند ، تو نيز در زمين طواف مىكنى . و آن خانهء كعبه بود . و جبرئيل مناسك حج به آدم آموخت و آدم را به مكّه آورد و آن خانه را بنمود . آدم روزى در ميان كوههاى مكّه مىگذشت ، ناگاه حوّا را بديد و بشناخت و آن جايگاه را امروز « عرفات » گويند ، از آن جهت كه معرفت آدم و حوّا آنجا بود . و آدم چون حج تمام كرد ، حوّا را برگرفت و با هندوستان شد و هر سال يك بار به مكّه آمدى و حج كردى و با هندوستان شدى تا به چهل سال چهل حج تمام كرد ، و هر كجا آدم در زمين پاى نهاده ، امروز آنجا يا شهرى است يا ديهى يا آبادىاى و هر كجا ميان گامهاى او بودى ، آنجا امروز بيابانى است . و آن خانهء كعبه كه از ياقوت بود تا عهد نوح ( ع ) در دنيا بود و پس از طوفان آن را به آسمان بردند . نام آن خانه « بيت المعمور » است . و خداى تعالى كوهى را بفرستاد تا به جاى آن خانه نشست تا آب عذاب بدان جاى نرسيد تا به وقتى كه ابراهيم - عليه السّلام - آن جاى خانه را بيافت و بنياد مكّه نهاد . و گويند چون آدم از بهشت بيرون مىآمد ، يك شاخ مورد داشت . آن مورد بكشت و درختى شد و عصاى موسى ( ع ) از چوب آن مورد بود . و خداى تعالى او را پيغمبرى داد و كتاب به وى فرستاد و آن بيست صحيفه بود . و مرغ و دد و دام همه را مسخّر آدم گردانيد . و آدم را در اين جهان صد و بيست فرزند آمد ، دودو ، يكى نر و يكى ماده ، هر نرى و ماده‌اى به يك شكم . و چون بزرگ شدندى ، مادهء اين بطن به نر آن بطن دادى و از آن فرزندان نيز فرزندان بسيار آمدند . و آدم هر فرزندى را به كارى معيّن كرده بود ؛ چون