محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
57
مجمع الانساب ( فارسى )
خواصّ اهل عرب بسيار است و ما در تخفيف مىكوشيم . صفت اهل هند زمين هند زمينى است كه مدار عقدهء فلك آنجاست : يكى حمل و ديگر ميزان ، نه شب دراز باشد و نه روز كوتاه و حرارت آفتاب ، آنجا عمل خود به اظهار رساند در زمستان ، ليكن هيچ درختى خشك نشود ، بدين سبب كارهاى اهل آن ديار با ثبات و قرار افتاده و دليل آن است كه انواع دارو كه قوام و قوّت معالجت و صحّت تن بدان است در هيچ جاى چندان يافت نشود كه در هند ، همچون هليله كه مردم را از خضاب بىنياز دارد ، و عود بويا و طيور گويا ، و اگر سخن از پيل و تندر « 1 » و كرگدن گويى ، صفت آن در حصر نيايد . و يكى از خواصّ آن ، حساب هندى است كه بر تختهء خاك چندان حساب كنند كه منتهاى آن در هفت اقليم ضبط نتوان كرد . ديگر علم افسون است كه مارگزيده را به صلاح باز آورند و زهر از وى بيرون برند . و ايشان بعضى آنند كه مميان گويند و ايشان براهمهاند و آثار ايشان عجب است و علوم نيرنجات و سحر در ميان ايشان ظاهر است . و مذاهب و معتقد بسيار دارند . و گويند اهل هند را نهصد و چهل و هشت مذهب هست و چون باطل است در آن شروع نمىرود . صفت حبشه و زنگبار حبش يك جنساند ، امّا انواع و اصناف بسيارند و زمين ايشان فراخ و عرصهء عظيم و سياهى رنگ ايشان از افراط حرارت زمين ايشان است و آنچه در كنار شهرهاى ايشان باشد بغايت كريه باشند و ايشان زنگياناند كه نوعى از حبشهاند و چشمهاى بيرون خزيده و لبهاى سطبر . و چند قبايلاند چون قباوه و قرقوه و دسلى و عدد و غلام . و اين قبايل با هم جنگ كنند . و زمين ايشان از بركت و خير خالى است و ذات ايشان از پيرايهء دين عاطل . و مجد الدّين محمّد عدنا كه به جهت سلطان ابراهيم طمغاجخان تاريخى
--> ( 1 ) . تندر : بلبل ( شرفنامهء منيرى ) .