محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

26

مجمع الانساب ( فارسى )

برنداشت با حيوانات مشارك است بل كه حيوانات را بر وى فضلى و سبقى هرچه تمامتر است و معنى « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » « 1 » بر چهرهء وجود او لايح ، و هركس كه به قدر طاقت و حسب استطاعت در اين جهان [ يادگارى ] ظاهر گردانيد ، ذكر روح او بعد از مفارقت قالب بر روى روزگار و صفحهء ايام منقوش گشت و بر جبههء دهر مؤبّد و مخلّد ماند ؛ نزديك عقلا همان است كه اين كس زنده است . بنابراين مقدمات ، سالها بود تا در خاطر داشت كه فراخور امكان و لايق استعداد خود تصنيفى سازد و تلفيقى پردازد و شعله‌اى كه هر وقت از شعلهء طبع درّاك زيركان يافته و قطره‌اى كه احيانا از بحر خاطر زاهر اهل دانش حاصل شده ترتيب دهد و در سلك كتابت كشد و آن تأليفى باشد كه مصالح دين و ملّت بدان منوط و قوانين ملك و دولت بدان مربوط [ گردد ] . بعد از استخاره قرعهء اختيار بر علم تواريخ و ذكر انساب افتاد كه شامل هر دو معنى و حامل جملهء مصالح عالم است و هركس كه صاحب نظر است ، چون به نظر بصيرت در اين علم نگرد ، او را معيّن و روشن گردد كه از براى دانش و دين و علوم يقين و مصالح ملك از اين بهتر علمى نيست ، بلكه علماى سلف و حكماى قدم بعد از قرائت كلام مجيد ، روزگار خود بر مطالعهء اخبار و آثار انبيا - عليهم السلام - و حكما و ملوك ماضيه مصروف گردانيده ، و به راستى كه هركه در تواريخ تأملى بسزا كند ، او را محقّق شود كه قدما چه خون جگر خورده‌اند و چه جانها به باد داده تا جهانى چون نوعروسى خوب با صورت تمام زيور به ما گذاشته‌اند . پس در شهور سنهء ثلاث و ثلاثين و سبع مائة [ 733 ] الهلاليّه كه سال شانزدهم است از ايّام دولت پادشاه اسلام ، خان خانان جهان ، مايهء امن و امان ، سايهء [ 12 ] يزدان ، پناه اهل ايمان ، سلطان آسمان رتبت كيوان قوّت مشترى شوكت مرّيخ صولت خورشيد تخت زهره عيش ستاره جيش عطارد ذكا قدر قدر قمر چتر ، خدايگان روى زمين ، بيت : بلندهمّت و بسياردان و اندك‌سال * جهانگشاى و ممالك‌ستان و گيتىدار قهرمان الماء و الطّين ، ظلّ اللّه فى الارضين ، المؤيد بتأييد ربّ العالمين ، سلطان السلاطين ، علاء الحق و الدّنيا و الدّين ، ابو سعيد بهادر خان بن السلطان الماضى غياث الدين

--> ( 1 ) . سورهء « اعراف » ، آيهء 179 .