غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
93
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
عظم جثه تمسك جسته به امتثال فرمان مبادرت ننمود . منصور مثالى نوشت مضمون آن كه اگر او را گران مىآيد كه با وجود جثهء ثقيل به اينجانب آيد ما به بعضى از جسد او قناعت كرديم بايد كه گردن او را از بار سر سبك ساخته سرش را روانه گردانند . روزى شخصى به عرض منصور رسانيد كه فلان توانگر به عالم ديگر انتقال نموده و فرزندان او به سن رشد و تميز نرسيدهاند مناسب چنين مىنمايد كه بعضى از ضياع و املاك او را عمال ديوان خلافت ضبط نمايند تا خزانهء عامره را توفيرى باشد . جواب داد كه هركس را خلافت خداى تعالى سير نسازد اموال ايتام و مساكين نيز سير نگرداند . نقل است كه در آن وقت كه ابو جعفر بر قتل ابو مسلم جازم شد عيسى بن موسى به او نوشت : اذا كنت ذا رأى فكن ذاروية * فان فساد الراى ان يتعجلا منصور در جواب قلمى نمود : اذا كنت ذا راى فكن ذا عزيمة * فانّ فساد الرأى ان نترددا ايام سلطنتش قريب به بيست و دو سال بود . مهدى بن منصور خليفهء عدالت شعار سخاوت دثار بود ، و اول پادشاهى است كه اهل بحث و متكلمين را فرمودى تا كتب كلامى تصنيف نمودند و بر معاندان به اقامت بحث و حجت و برهان غلبه كردند . چون مهدى از ضبط ولايات فارغ شد عزيمت حج نموده فرمود تا بر پانصد شتر برف و يخ بار كردند و چند هزار سوار و پياده را زاد و راحله داده همراه برد . گويند كه هريك از مروانيان و عباسيان كه به حج مىرفتند بيت اللّه را جامه مىپوشانيدند . چون مهدى به كعبه رسيد ساكنان حرم معروض داشتند كه از كثرت اثواب ، جدار خانه گران شده است . مهدى حكم فرمود آن جامهها را فرو گرفته بر فقرا و مستحقان تقسيم نمودند و دو جامهء زربفت در كعبه پوشانيد و گفت تا به مسك و زعفران ، ديوارهاى بيت اللّه را بيندودند . و در مدينهء خاتم الانبياء - عليه من الصلوات اطيبها - دست عطا گشاده اكثر سكنهء آن بقعهء شريفه را به بخشش درهم و دينار بسيار خشنود گردانيد . و در آن سفر اخراجات او به سه هزار هزار درم و دويست هزار دينار رسيد . ابو محمد عبد اللّه بن اسعد اليمنى اليافعى در مرآة الجنان از ازرقى كه مؤلف تاريخ